رمانسرا

دیگر به راستی می‌دانستم که درد یعنی چه. درد به معنای کتک خوردن

دیگر به راستی می‌دانستم که درد یعنی چه. درد به معنای کتک خوردن تا حد بیهوش شدن نبود. بریدن پا بر اثر یک تکه شیشه و بخیه زدن در داروخانه نبود.


درد یعنی چیزی که دل آدم را بر هم می‌شکند و انسان ناگزیر است با آن بمیرد بدون آن‌که بتواند رازش را با کسی در میان بگذارد، دردی که انسان را بدون نیروی دست‌وپاها و سر باقی می‌گذارد و انسان حتی قدرت آن را ندارد که سرش را روی بالش حرکت دهد.

درخت زیبای من/ژوزه مائورو ده واسکونسلوس