رمان زیر نور مهتاب از ع.امیرانی

رمان زیر نور ماه از ع.امیرانی

رمان زیر نور مهتاب از ع.امیرانی

نام رمان : رمان زیر نور مهتاب

به قلم : ع.امیرانی

امتیاز : ۴ از ۵

تعداد صفحات : ۲۳۷

حجم رمان : ۳.۳۸ مگابایت پی دی اف , ۰.۹۳ مگابایت نسخه ی اندروید

خلاصه ای از داستان رمان:
ناگهان خودت را می بینی، خود خودت را
از جنسی دیگر، از دنیایی دیگر
چشم بر می گردانی
و در لحظه گمش می کنی
قدم می زنی، با خیالت… آیا خیالی؟ آیا خیال است؟
و ناگهان
باز از پس شیشه های رنگارنگ خیابان، می بینی اش
خود توست، اما تو نیست
فرق می کند، اما خود توست

دانلود رمان زیر نور مهتاب از ع.امیرانی با فرمت pdf
دانلود رمان زیر نور مهتاب از ع.امیرانی با فرمت apk
دانلود رمان زیر نور مهتاب از ع.امیرانی با فرمت java
دو رمان دیگه از همین نویسنده :
رمان صدای بارون عطر نفسهات
رمان برای من بخون برای من بمون

صفحه ی اول رمان:

نگاهم رفت روی گوشی. ویبره می‌رفت و زنگ می خورد. کتابا رو سریع گذاشتم کنار و دکمه بغل گوشی رو فشار دادم تا ویبره و صداش قطع بشه. به دختره نگاه کردم.

مشغول گشتن داخل سیستم بود. پس گوشیو برداشتم و داخل مخزن شدم. دکمه رو فشار دادم.
-الو؟
– سلام بانو، تشریف نمی آرید؟
مچ دستم رو چرخوندم و موقعیت عقربه های ساعتم رو برانداز کردم. یه ربع زودتر اومده بود.
– عجله دارین؟ هنوز یه ربع از ساعت کاریم مونده.
– نه عجله ای نیست. تو ماشین نشستم، تموم شد بیا.
خداحافظی کردم و تلفن رو سر دادم داخل جیبم.

برگشتم پشت پیشخوان و کتابای رها کرده ام رو باز به دست گرفتم و دونه دونه داخل سیستم ثبتشون کردم.
– چی شد؟ کتابی که میخوای رو پیدا نکردی؟
– نه، اسمشو هر طور سرچ می کنم پیدا نمی کنه.
– باز من یه نگاهی می اندازم.
کتابا رو زدم زیر بغلمو و محو شدم تو اون مخزن بزرگ.

چیدمشون سر جاهاشون و تو قسمت ادبیات چشمم خورد به کتاب شعری که اون دختر دنبالش بود. با لبخند انگشتمو زدم روی کتاب و بیرون کشیدمش. برگشتم و گذاشتمش رو یپیشخون، درست مقابلش. چشماش برق زد.

رمان زیر نور مهتاب از ع.امیرانی