رمان یه دروغ از sahar-dn

رمان یه دروغ از sahar-dn

رمان یه دروغ از sahar-dn

نام رمان : رمان یه دروغ

به قلم : sahar-dn

حجم رمان : ۳.۸۴ مگابایت پی دی اف , ۱.۰۷ مگابایت نسخه ی اندروید , ۱.۰۶ مگابایت نسخه ی جاوا , ۱۱۲ کیلو بایت نسخه ی epub

خلاصه ای از داستان رمان:

داستان درباره دختری به اسم سارینا هستش که در یک خانواده ی ثروتمند زندگی
میکنه ، سارینا دختر آزادی هست هرکار که دلش بخواد انجام می ده مادر
بزرگش تصمیم میگیره که کاری کنه که تمام نوه هاش ازدواج کنند شاید
همه حرفش رو گوش کنن ولی سارینا با همه فرق می کنه …


فرمت رمان:pdf,apk,java,epub

دانلود رمان یه دروغ از sahar-dn با فرمت pdf برای کامپیوتر و لپتاپ

دانلود رمان یه دروغ از sahar-dn با فرمت apk  برای گوشی های اندرویدی

دانلود رمان یه دروغ از sahar-dn با فرمت java برای گوشی های سازگار با جاوا

دانلود رمان یه دروغ از sahar-dn با فرمت jad

دانلود رمان یه دروغ از sahar-dn با فرمت java (پرنیان)

دانلود رمان یه دروغ از sahar-dn با فرمت epub برای آیفون ها,آیپد و کتابخوان ها

صفحه ی اول رمان:

بااحساس اینکه مشت سانیار خورده باشه توی صورتم از خواب بیدار شدم توی جام نیم خیز شدم خوب یکم وقت میخوام لود شم به اطراف نگاه میکنم

_اااتو اینجا چیکار میکنی

سانیار باچشمای بسته و صدای خواب الود گفت

ای بابا باز تو از خواب بیدار شدی فراموشی گرفتیاخودت گفتی بیام

یکم فکر کردم یادم اومد دیشب از توی باغ صدا اومد منم ترسیدم به سانیار گفتم بیاد پیشم از جام بلند شدم رفتم توی دستشوی صورتم رو شستم اومدم بیرون جلوی آینه نشستم موهام رو شونه زدم داشتم توی آینه به خودم نگاه میکردم که یکی در اتاقم رو زد اومد داخل مژگان بود

مژگان_صبح بخیر خانم مادرتون گفتن بیام شما و برادرتون رو بیدار کنم بیاید برا صبحانه

_باشه الان می ام

انقدر از این جوری حرف زدن مژگان بدم می اد که حد نداره همونطور که داشتم توی کمد دنبال لباس می گشتم سانیار رو صدا زدم

_سانی ، سانی بیدار شو الان مامی می اد بالا

یهو سانیار از جاش بلند شد و گفت

اومد!!!!

_کی ؟

_مامان

_نه گفتم اگه بلند نشی می آد
رمان یه دروغ از sahar-dn