رمان ترک دهم از فهیمه غلامشاهی

رمان ترک دهم از فهیمه غلامشاهی

رمان ترک دهم از فهیمه غلامشاهی

نام رمان : رمان ترک دهم

به قلم : فهیمه غلامشاهی

حجم رمان : ۱۱.۷ مگابایت پی دی اف , ۱ مگابایت نسخه ی اندروید , ۱.۱۲ مگابایت نسخه ی جاوا , ۲۷۵ کیلو بایت نسخه ی epub

خلاصه ای از داستان رمان:

داستان درباره دختری به اسم ماهور هستش که با روحیه شادی که داره میخواد به زندگی بی روح مردی که زن و بچه ش رو طی یک اتفاق از دست داده شور و نشاط ببخشه اما….


فرمت رمان:pdf,apk,java,epub

دانلود رمان ترک دهم از فهیمه غلامشاهی با فرمت pdf برای کامپیوتر و لپتاپ

دانلود رمان ترک دهم از فهیمه غلامشاهی با فرمت apk  برای گوشی های اندرویدی

دانلود رمان ترک دهم از فهیمه غلامشاهی با فرمت java برای گوشی های سازگار با جاوا

دانلود رمان ترک دهم از فهیمه غلامشاهی با فرمت jad

دانلود رمان ترک دهم از فهیمه غلامشاهی با فرمت java (پرنیان)

دانلود رمان ترک دهم از فهیمه غلامشاهی با فرمت epub برای آیفون ها,آیپد و کتابخوان ها

صفحه ی اول رمان:

یه قاشق از بستنیم خوردم و روی صندلی ولو شدم.غزل گفت:

-پاشو خودتو جمع کن نکبت!

خودمو باد زدم و گفتم :

-لامصب هوا نیست که… مردم از گرما

سال به سال تابستون گرم تر میشه!

مرجان خندید و گفت :

-این عادتشه گرمش میشه پس میفته!

تکونی به خودم دادم و گفتم:

-خب گرممه!

مرجان:

-چرا من نمیچسبم به صندلی؟

-تو پوستت کلفته چون!

نیست که چاقی ، مجبوری آروم راه بری یا قل بخوری گرمت نمیشه!

مرجان جیغی کشید و گفت :

– عمت چاقه!

-آره عمم بنده خدا چاق بود ، دیگه چاقی زیاد کار دستش داد، سکته کرد بنده خدا! …

هعی ! عجب زن نازنینی بود!

مرجان با نگرانی گفت:

– مرد؟!

سری تکون دادم و پقی زدم زیر خنده و گفتم :

– نه دیگه مشکل اینجا بود پوستش مثه تو کلفت بود هنوز زندس!

مرجان خیز برداشت سمتم که غزل مهارش کرد و سرجاش نشست.توی این تابستون گرم ، هیچ چی به اندازه بستنی اونم کنار رفیقای خل و چلت که یکیشون دخترعموتم باشه نمیچسبه!

وقتی بستنیامونو خوردیم و حساب کردیم،از کافی شاپ خارج شدیم.کنار جدول های خیابون وایسادیم..غزل باید میرفت خونه برای همین زود خداحافظی کرد و رفت…موندیم من و مرجان

مرجان گفت :
رمان ترک دهم از فهیمه غلامشاهی