رمان طبقه زیرین از آزاده دریکوندی

 

رمان طبقه زیرین از آزاده دریکوندی

رمان طبقه زیرین از آزاده دریکوندی

نام رمان : رمان طبقه زیرین

به قلم : آزاده دریکوندی

حجم رمان : ۱.۵۱ مگابایت پی دی اف , ۱.۰۹ مگابایت نسخه ی اندروید , ۰.۸۹ مگابایت نسخه ی جاوا , ۸۷ کیلو بایت نسخه ی epub

خلاصه ی از داستان رمان:

داستان این رمان در قرن نوزدهم در لندن اتفاق می افتد و نگاهی فانتزی به دنیای مردگان دارد.مردگانی که هنوز چشم شان به دنیاست و میخواهند به دنیای زندگان باز گردند.اما چگونه؟چارلی کوئین شخصیت اصلی داستان شیمیدان ماهری است که در میان مردگان زندگی میکند و در پی کشف محلول اسرار آمیز ”بازگشت” است تا با استفاده از آن محلول تمامی مردگان به دنیای پیشینشان یعنی دنیای زندگان بازگردند. .رمان فانتزی طبقه ی زیرین سرگذشت انسان های حریص و جاه طلب است.


فرمت رمان:pdf,apk,java,epub

دانلود رمان طبقه زیرین از آزاده دریکوندی با فرمت pdf برای کامپیوتر و لپتاپ

دانلود رمان طبقه زیرین از آزاده دریکوندی با فرمت apk  برای گوشی های اندرویدی

دانلود رمان طبقه زیرین از آزاده دریکوندی با فرمت java برای گوشی های سازگار با جاوا

دانلود رمان طبقه زیرین از آزاده دریکوندی با فرمت jad

دانلود رمان طبقه زیرین از آزاده دریکوندی با فرمت java (پرنیان)

دانلود رمان طبقه زیرین از آزاده دریکوندی با فرمت epub برای آیفون ها,آیپد و کتابخوان ها

صفحه ی اول رمان:

یک روز دوستم از من پرسید چرا در طبقه ی زیرین همواره خورشید در حال غروب کردن است؟ من به او گفتم روزی خودت خواهی فهمید! اما شاید او هیچگاه دلیلش را نفهمید که ما در تاریکی گمراهی فرو رفته ایم. گمراهی از اینکه هیچگاه راه درست را نفهمیدیم و درست زندگی نکردیم… ما همواره شاد زیستن را فدای آرزوهای دست نیافتنی می کنیم.

راستی…!

روزی فرا خواهد رسید که همگی شما به طبقه ی زیرین سفر می کنید. آنجا یکدیگر را ملاقات خواهیم کرد!

سرزمینی که آن را طبقه ی زیرین می نامند.

لندن اوایل سال ۱۸۳۲ میلادی

روز سردی بود و برف سنگینی می بارید. مردم همگی سعی در آن داشتند که کار خود را به سرعت انجام دهند و به منزل برسند. در میان همهمه ی مردم پسرک روس ژنده پوشی به نام ولادیمیر در گوشه ای خزیده بود تا بتواند خود را از سرما حفظ نماید و از هرکس که از کنارش می گذشت یک سوال یکسان می پرسید: «آقا؟ میتوانید به من جایی دهید تا امشب را به صبح برسانم؟» و از همه یک جواب مشترک می شنید: «خیر جایی ندارم»

برخی از اشراف او را کنار می زدند و برخی دیگر دل را به حال پسرک می سوزاندند لکن به هر دلیل کمک نمی رساندند.

ولادیمیر ناکام از کمک های دیگران در گوشه ای دیگر کنار یک دودکش نشست و دستانش را بهم مالید بلکه گرمش شود. از پدر و مادرش چیزی به یاد نداشت فقط می دانست در دو سالگی یک زن ناشناس او را از روسیه به لندن آورده و او را در کوچه پس کوچه های این شهر رها کرده است و یک مرد زورگوی گدا به نام جان او را پیدا کرده است و او را به چند پوند به یک زن انگلیسی فروخت. هنگامی که ولادیمیر ده ساله شد آن زن به دلیل بیماری که سال ها او را با خود درگیر کرده بود جان سپرد و باری دیگر ولادیمیر تنها ماند اما با این تفاوت که یک خانه کوچک در اختیار داشت که آن را هم جان تصاحب کرد و ولادیمیر را از خانه بیرون انداخت و ولادیمیر که اکنون دوازده ساله بود برای همیشه در لندن آواره شد.

رمان طبقه زیرین از آزاده دریکوندی