رمان ستایش از نازنین دهقان منشادی

رمان ستایش

رمان ستایش

نام رمان : رمان ستایش

به قلم : نازنین دهقان منشادی

امتیاز : ۱ از ۵

تعداد صفحات : ۱۴۸

حجم رمان : ۲.۵ مگابایت پی دی اف , ۰.۹۲ مگابایت نسخه ی اندروید

خلاصه ای از داستان رمان:

زندگی دو وکیل موفق و معروف…
عاشق هم میشن ولی این بین اتفاق هایی میوفته که باعث میشه از هم جدا بشن…
دختر داستان میخواد با کسی ازدواج کنه که در واقع اون شخص…

دانلود رمان ستایش از نازنین دهقان منشادی با فرمت pdf
دانلود رمان ستایش از نازنین دهقان منشادی با فرمت apk
دانلود رمان ستایش از نازنین دهقان منشادی با فرمت java

صفحه ی اول رمان:

_ سلام صبح بخیر
مامان: سلام، صبح تو هم بخیر
همین‌جور که سمت دستشویی می رفتم تا واجبات صبحگاهی رو انجام بدم از مامان پرسیدم: “بابا کو پس؟”
_رفت سرکار، ماشینتم درست شده، سوئیچتم گذاشت رو میز.
یه قر ریزی اومدم: ایول به بابام!
مامان: برو دست و صورتت بشور شبیه عزرائیل شدی.
_مامان!
_کوفتو مامان، بدو باز دادگاهت دیر میشه.
تند تند صبحونه خوردم و رفتم تو اتاقم تا حاضر شم. موهام رو بالای سرم جمع کردم و یه آرایش ساده هم کردم. به چهره‌م دقیق شدم. چشمام مشکی و درشته، بینیم هم دو سال پیش عمل کردم، ل*ب هام کوچیه ولی گوشتی و پوستمم سفیده. این شهاب …، پسرعمو جان، بهم می‌گه شیر برنج.

توصیه میشه :  رمان کاشکی بفهمی از نارسیس لوانی برای دانلود با فرمت pdf,java,epub,apk

چشمام خورد به ساعت: ای خاک توسرت ستایش، دیرت شده نشستی خودتو دید میزنی. سریع لباس پوشیدم و سوئیچم رو برداشتم. با مامان خداحافظی کردم و از خونه زدم بیرون. سوار ۲۰۶ سفید خوشگلم شدم. بعد از یه هفته درست شده بود. با یه پسر پررو ولی با ادب و خوشگل و سیکس پک دار تصادف کرده بودم. قرار بود عاشق بشیم و بعدم مزدوج ولی نه استاد دانشگام شد و نه رییسم. خلاصه سینگل موندم.

اوه ترافیکو! عمرا به موقع برسم. گوشیم زنگ خورد. شهاب بود.
_بـه شهاب سنگ! سلام عرض شد.

رمان ستایش از نازنین دهقان منشادی