رمان روز نود و سوم از نیلوفر قائمی فر

رمان روز نود و سوم از نیلوفر قائمی فر

رمان روز نود و سوم از نیلوفر قائمی فر

نام رمان : رمان روز نود و سوم

به قلم : قائمی فر

حجم رمان : ۶.۷۹ مگابایت پی دی اف , ۱.۰۵ مگابایت نسخه ی اندروید , ۱.۱۶ مگابایت نسخه ی جاوا , ۲۸۷ کیلو بایت نسخه ی epub

خلاصه ای از داستان رمان:

داستان درباره ی فردی به اسم امیرمحمد یه پسر ۲۸ -۲۹ ساله است که به خاطر ناتوانی ای که در ازدواجش داشته ،همسرش ازش جداشده و
اون بعد طلاق به فکر درمان خودش میفته ؛دوره درمان که تموم میشه پزشک و روان شناسش بهش پیشنهاد میدن که
قبل ازدواج مجدد مدتی خانومی رو عقد موقت کن تا از درمان خودت مطمئن بشی و
بعد ازدواج کنحالا امیر محمد کی رو انتخاب میکنه؟هیفا رو هیفا کیه؟

لینک های دانلود به درخواست نویسنده جهت چاپ کتاب برداشته شد.

صفحه ی اول رمان:

آخرین قفسه رو که بستم از ویترین خارج شدم و مانتو و شلوارم و تکون دادم .
شال مشکیمو دوباره دور گردنم پیچوندم و گفتم :

-آقا مهدی تموم شد ، برید ببینید راضی هستید ؟

آقا مهدی که یه جوون سی و یک ساله ای که آب و رنگ بوری داشت

از پشت دخلی که بود بیرون اومد بیرون و گفت :

-دستت درد نکنه هیفا خانم

چادر عربیمو باز کردم رو سرم گذاشتم و گفتم :

-راضی هستید ؟!

آقا مهدی – عالی شد ، واقعاً رنگ سال ِامسال طلاییِ ؟

-این پسر همسایمون می گفت ؛ از این پسر سوسولاست که سرش تو این طور چیزاست

آقا مهدی – خب ، حالا آخرش چند ؟

-آقا قابل نداره ، حرفشم نزنید

آقا مهدی کیف پولش و در آورد و گفت :

-مگه میشه ؟ چند ساعت داری کار میکنی ، قابل نداره چیه ؟

-آخه شما با بقیه فرق دارید

آقا مهدی چند تا اسکناس ده هزار تومنی شمرد و رو میز گذاشت و گفت :

-سفارشتو به یکی دو تا از بچه های پاساژ هم کردم

-دستتون درد نکنه خدا خیرتون بده

آقا مهدی لبخندی زد و گفت :

-حال دختر کوچولوهات خوبه ؟

-الحمدالله
رمان روز نود و سوم از نیلوفر قائمی فر