رمان پارک از ice girl

رمان پارک از ice girl

رمان پارک از ice girl

نام رمان : رمان پارک

به قلم : ice girl

حجم رمان : ۳.۰۲ مگابایت پی دی اف , ۱.۵۲ مگابایت نسخه ی اندروید , ۱۵۲ کیلو بایت نسخه ی epub

تعداد صفحات : ۲۲۳

خلاصه ای از داستان رمان:

رمان پارک،در مورد دختر شیطونیه به نام آرتمیس.یه روز بر خلاف میل خودش و

البته به اسرار دوستاش مجبور میشه بره پارکی که پاتوق دوستاشه.

اونجا پسری رو میبینه که حرفای خوبی درموردش نمیزنن،

ولی آرتمیس داستان ما،حرفای مردم رو باور نمیکنه و ..


فرمت رمان:pdf,apk,epub

دانلود رمان رمان پارک از icc girl با فرمت pdf
دانلود رمان رمان پارک از icc girl با فرمت apk
دانلود رمان رمان پارک از icc girl با فرمت epub

صفحه ی اول رمان:

اَه.حوصلم پوکید…مدرسه ها هم که تموم شد.حالا تابستونی چه نوع گِلی بریزم تو سرم؟
حوصلم سر میره که.بذار فعلا یه زنگ به شادی بزنم.
( من آرتمیس کاویانی،۱۷ سالمه.یه داداش ۱۹ ساله ی خُل و چِل دارم به اسم آرتا.بابام بهراد.مامانم آذر.
۴ تا دوست صمیمی دارم:
دلارام،شادی و شایان که دوقلو اَن و بهار که واسه رشته ی بازیگری رفته ترکیه..
ما یه اِکیپ هستیم:من و آرتا…دلارام…شادی و شایان…بهارم که فعلا نیستش.
آرتا هنوز بهار رو نمیشناسه،فقط میدونه تو اکیپمون یه فردی به اسم بهارم هست.
آخه بعد از اینکه بهار رفت ترکیه،آرتا به اکیپمون اضافه شد.من و شادی و دِلی ۱۷ سالمونه؛
آرتا که گفتم ۱۹ سالشه و شایانم ۱۹ و بهارم ۱۸.بهار دو سال جهشی خوند و یک سال هست که میره دانشگاه.
۹ساله با هم دوستیم.بچه های خوبین.هممون به چشم خواهر و برادری بهم نگاه میکنیم.
حداقل من که اینجوریم،دیگه بقیرو نمیدونم.)
گوشیو برداشتم و به شادی زنگیدم.
– الو…
– بــــــه بـــــــــه؛سلام شادی خانوم.حال و احوال؟چطوریایی؟
– بــــــــــــه سلـــــــوم آرتی جونم.خوبم.تو خوبی؟مدرسه که تموم شد رفتی حاجی حاجی مکه دیگه؟
– مرسی منم خوبم.نه بـــــاو حاجی حاجی مکه چیه؟حوصلم سریده بود،گفتم بهت بزنگم.
– دست شما درد نکنه دیگه.رسما گفتی ما دلقکیم.مرسی مرسی،نظر لطفته خواهرم.
– خفه بینیم باو…راستــــــی…
– ها،چیه؟
-کارنامه هارو کی بریم بگیریم؟
-فردا.
– چـــــــــی؟جداً؟
– هــــــوی.چته چرا داد میزنی؟آره جداً.
-وای یادم رفته بود.
-یادت میموند جای تعجب داشت.
– مرض…حالا چه ساعتی بریم؟
– تا ساعت ۱۱ هستن.۹ بریم؟
– آره آره.به دِلی (دلارام) هم خبر بده.
– باوش.
– خب،اَمری اَوامِری؟
– از اولم امری نبود.بای.
– کوفت.بای.
اوه اوه.فردا باید کارنامه های درخشانمونو بگیریم.درسم خوبه.
همیشه معدلم ۱۹ به بالا میشه.۲۰ نمیشه،ولی از ۱۹ پایین نمیاد.ولی بازم استرس دارم.
همون موقع مامان صدام کرد واسه شام.تو راه که داشتم میرفتم،مامانم گفت:
– بی زحمت آرتا رو هم صدا کن.تو اتاقشه.
رمان پارک از ice girl