رمان پرستش از سحربانو۶۹

رمان پرستش از سحربانو69

رمان پرستش از سحربانو۶۹

نام رمان : رمان پرستش

به قلم : سحربانو۶۹

حجم رمان : ۵.۶ مگابایت پی دی اف , ۱.۴۴ مگابایت نسخه ی اندروید , ۱.۲۵ مگابایت نسخه ی جاوا , ۳۳۸ کیلو بایت نسخه ی epub

خلاصه ای از داستان رمان:

داستان درباره دختری به اسم پرستش هستش که با پسرعموش نامزد میکنه و یه روز طی یک تصادف پرستش بیناییش رو از دست میده و به خاطر همین نامزدیش بهم میخوره و…..


فرمت رمان:pdf,apk,java,epub

دانلود رمان پرستش از سحربانو۶۹ با فرمت pdf برای کامپیوتر و لپتاپ

دانلود رمان پرستش از سحربانو۶۹ با فرمت apk  برای گوشی های اندرویدی

دانلود رمان پرستش از سحربانو۶۹ با فرمت java برای گوشی های سازگار با جاوا

دانلود رمان پرستش از سحربانو۶۹ با فرمت jad

دانلود رمان پرستش از سحربانو۶۹ با فرمت java (پرنیان)

دانلود رمان پرستش از سحربانو۶۹ با فرمت epub برای آیفون ها,آیپد و کتابخوان ها

صفحه ی اول رمان:

گرم کن سردی دستانم را با گرمی وجودت..

داغ کن حس یخ کرده روحم را..

من اسیرم..اسیر این تاریکی..اسیر این ترس..

بیا و بشو خورشید راهم..

بیا و بشو نور وجودم..

دستم را بگیر و با خود ببر..

من..میپرستم احساسم را..

احساسی که در این تاریکی گم کرده ام..

من پرستش میکنم این راه گم کرده را اگر…تو همراهم باشی..

بیا و پرستش را یاد بگیر..تو هم میتوانی..پرستیدن را..

تو هم میتوانی پرستش را..عاشق شوی..

مامان که صورتم و بوسید خیسی اشک و رو گونم احساس کردم..

بازم چشمه اشکش جاری شد..خوبه دکتر گفته نباید زیاد گریه کنی..

اشکش و با انگشتم پاک کردم..

بغضش و قورت داد و گفت_کاشکی بابات هم بود..

یه پوزخند نشست کنج لبم..ولی نیست..الان که باید باشه نیست..بابایی که هروقت میخواستمش نبود و هروقت نباید میبود یهو پیداش میشد..
بابایی که یکسال پیش بخاطر تزریق زیاد مواد سنکوپ کرد..همون بهتر که نباشه..

بابای معتادی که برادرش حاضر نشد دستش و بگیره و از اون بد بختی نجاتش بده..
رمان پرستش از سحربانو۶۹