رمان نفرین رخسار از مهدیه مومنی

رمان نفرین رخسار از مهدیه مومنی

رمان نفرین رخسار از مهدیه مومنی

نام رمان : رمان نفرین رخسار

به قلم : مهدیه مومنی

حجم رمان : ۱.۴۶ مگابایت پی دی اف , ۰.۹۴ مگابایت نسخه ی اندروید , ۶۷ کیلو بایت نسخه ی epub

تعداد صفحات : ۶۶

امتیاز : ۱ از ۵

خلاصه ای از داستان رمان:
رمان درمورد..۸نفره که میرن توی یک ویلا تانفرین اونجا رو که باعث مرگ آدما میشه باطل کنن
بایدبفهمن راز اون ویلا چیه که هرکس میره داخلش زنده بیرون نمیاد.
..آیا موفق میشن یااونا هم اونجا قربانی میشن؟


فرمت رمان:pdf,apk,epub

دانلود رمان نفرین رخسار از مهدیه مومنی با فرمت pdf
دانلود رمان نفرین رخسار از مهدیه مومنی با فرمت apk
دانلود رمان نفرین رخسار از مهدیه مومنی با فرمت epub
دانلود رمان نفرین رخسار از مهدیه مومنی با فرمت java

صفحه ی اول رمان:

توی اتاقم با استرس قدم می‌زدم. دلم هیجان می خواست و گاهی حتی این حس برام خطرآفرین بود ولی نمی تونستم بی خیالش بشم… منتظر بودم تا دوستم تماس بگیره و در مورد اون ویلا که نفرین شده بود باهام حرف بزنه.
صدای در اتاقم اومد و بعداز ثانیه ای مادرم وارد شد:
-پیام جان…
جلو رفتم:
-بله مامان؟ چی شده؟
روی مبل نشست:
-پسرم باید درمورد یک موضوعی باهم صحبت کنیم.
رو به روش نشستم. دل توی دلم نبود که هیربد دوستم زنگ بزنه…
-بفرمایید. من سرتا پا گوشم.
-پسرم می خوام برات بریم خواستگاری بالاخره تو دیگه برای خودت مردی شدی و ۲۵ سالته. باید متاهل بشی.
کلافه و مصمم گفتم:
-مادرِ من بهتره بس کنید؛ من که بهتون گفتم…

من حالا حالاها قصد ازدواج ندارم.

پس شماهم بهتره که این فکر رو از توی سرتون بیرون کنید.

شما که منو می شناسید من دنبال یه زندگی آروم نیستم من هیجان رو دوست دارم پس راحتم بذارید.
-ولی پیام این هیجان کاذب خطر آفرینِ پسرم؛

چرا میخوای خودتو و ماها رو بدبخت کنی آخه.

من فقط تورو دارم دلم به تو خوشِ پس بیا و به حرفم گوش کن،

اگر خودت دختری مد نظرت نیست به خودم بگو تا دست به کار بشم.
-من ازدواج نمی کنم. حرف آخرم همینه.

رمان نفرین رخسار از مهدیه مومنی