رمان من یک زنم از نازنین دهقان منشادی

رمان من یک زنم

رمان من یک زنم

نام رمان : رمان من یک زنم

به قلم : نازنین دهقان منشادی

امتیاز : ۱ از ۵

تعداد صفحات : ۱۱۶

حجم رمان : ۲.۲۱ مگابایت پی دی اف , ۱ مگابایت نسخه ی اندروید

خلاصه ای از داستان رمان:
زندگی زنی که با یه ازدواج نا موفق شروع میشه….زجر میکشه و مهر طلاق به پیشونیش میخوره….
یه زندگی جدید با یه اسم و اخلاق و رفتار جدید رو شروع میکنه….زندگی جدید برای تلافی همه ی دردهایی که کشیده…
همه چی داره خوب پیش میره ولی عشق زندگیشو از این رو به این رو میکنه….

دانلود رمان من یک زنم از نازنین دهقان منشادی با فرمت pdf
دانلود رمان من یک زنم از نازنین دهقان منشادی با فرمت apk
دانلود رمان من یک زنم از نازنین دهقان منشادی با فرمت java

صفحه ی اول رمان:

بغضم را قورت می‌دهم؛ اما نه… نمی‌شود!
همیشه باریدن یعنی زن… زن یعنی همیشه باریدن!
اینجا هوا ابری‌ست… آن‌جا را نمی‌دانم!
اینجا نفس تنگ است… آن‌جا را نمی‌دانم!
اینجا دنیایم اندازه‌ی آغوشی‌ست که یکبار هم ل*م*س*شان نکرده ام!
اینجا نجیبانه دور می‌شوم… ناجیانه قلبم پا می‌کوبد!
اینجا زنی بی بهانه می‌بارد…
اینجا زنی فریاد می‌زند: من یک زنم و به زن بودنم افتخار می‌کنم.
با سیلی که بهم زد پرت شدم رو زمین… از درد اشک تو چشمام جمع شد!
داد زد:_ ازت متنفرم! دیگه نمیتونم تحملت کنم! طلاقت میدم.
با شنیدن واژه‌ی طلاق چهار ستون بدنم لرزید… بلند شدم و با صدایی که از بغض می‌لرزید گفتم:
_نه امیر طلاق نه؛ من هنوز دوستت دارم!
خنده‌ی عصبی کرد و گفت:

توصیه میشه :  رمان طلاق از estahrij با فرمت pdf,java,epub,apk

_ من دوستت ندارم… دو سال پیش اسم یه ه*و*س*و گذاشتم عشق و باهات ازدواج کردم الانم مثل سگ پشیمونم!
چه راحت داشت خردم می‌کرد؛ فقط تونستم بگم:
_ چرا؟
سریع جوابم رو داد:
_ چون تو لیاقت دوست داشته شدنو نداری… تو خیلی بی عرضه ای… کل زندگیت تا هفته‌ی پیش فقط درس بود و اصلا منو نمی‌دیدی! منم الان تو رو نمی‌بینم.
چرا صدام در نمیاد؟ چراحرفامو نمی‌زنم؟ دوست دارم داد بزنم بگم دِ لعنتی خودت گفته بودی بعد از ازدواج‌مون درسِت رو ادامه بده. این اواخر فقط من تلاش می‌کردم تا مدرکم رو بگیرم تا دختر خاله‌هاش انقدر با پز دادن مدرک‌شون اعصابم رو به هم نریزن! سرمو آوردم بالا و به جای خالی امیرحسین نگاه کردم. اشکام صورتم رو خیس کرد!

رفتم تو اتاق مشترک‌مون، به اتاقی که شیش ماهی هست امیر پا توش نذاشته و تو هال می‌خوابه.

رمان من یک زنم از نازنین دهقان منشادی