رمان فصل بادبادک ها از مهسا زهیری

رمان فصل بادبادک ها

رمان فصل بادبادک ها

نام رمان : فصل بادبادک ها

به قلم : مهسا زهیری

امتیاز : ۴ از ۵

تعداد صفحات : ۲۵۵

حجم رمان : ۳.۶ مگابایت پی دی اف , ۱.۱۴ مگابایت نسخه ی اندروید

خلاصه ای از داستان رمان:
شیده تنها وارث خانواده ی بزرگ عمادزاده ست که قبلاً ازدواج نا موفقی داشته و برادر جوانش رو ۵ سال پیش، در یک حادثه مشکوک از دست داده.
حالا به نظر می رسه افراد متفاوتی با نیت های مختلف قصد نزدیک شدن بهش رو دارن. داستان پیرامون راز مرگ شهرام و روابط پیچیده ی سه خانواده (شریک) ثروتمند هست.
در نهایت تصمیم گیری شیده، زندگی اون رو در تقابل با شیوه ی زندگی مادرش قرار میده…

دانلود رمان فصل بادبادک ها از مهسا زهیری با فرمت pdf
دانلود رمان فصل بادبادک ها از مهسا زهیری با فرمت apk
دانلود رمان فصل بادبادک ها از مهسا زهیری با فرمت java

صفحه ی اول رمان:

در اتاق با صدای قژ قژ باز شد و من و مهرناز سکوت کردیم.
مهین خانوم با لبخند جلو اومد. نگاهم به ظرف‌های تخمه‌ی توی سینی افتاد که از مدل‌های مختلف بود.
سینی رو روی میز گذاشت و گفت: تو رو خدا تعارف نکنید. بفرمایید.
– ممنون. همه چی هست. چرا زحمت کشیدید؟

– چه زحمتی. نوش جان.
گاهی که برای رسوندن مهرناز سری به خونه‌شون می‌زدم، وضع همین بود. مهین خانوم هر چی تو خونه بود می‌آورد وسط که من رو حسابی خجالت زده می‏کرد.
همینکه بیرون رفت، مهرناز گفت: بخور دیگه. بعداً سر من غر می‌زنه.
به پوست میوه‌های توی ظرف اشاره کردم و گفتم: خوردم دیگه.
بعد از چند ثانیه به حرف اومد: نمی‌خوام بیرونت کنم ولی دیرت نشه.

خندیدم و گفتم: حوصله ندارم.
– تو که بالاخره می‌ری، حداقل زودتر برو که حاضر شی.
راست می‌گفت. دکمه‌های باز مانتوم رو بستم و بلند شدم. کیفم رو برداشتم و گفتم: تو هم که طبق معمول نمیای!

رمان فصل بادبادک ها از مهسا زهیری