رمان چه خوبه عاشقی از زهرا ارجمندنیا

رمان چه خوبه عاشقی از زهرا ارجمندنیا

رمان چه خوبه عاشقی از زهرا ارجمندنیا

نام رمان : رمان چه خوبه عاشقی

به قلم : زهرا ارجمندنیا

حجم رمان : ۵.۰۴ مگابایت پی دی اف , ۱.۲۷ مگابایت نسخه ی اندروید , ۳۸۷ کیلو بایت نسخه ی epub

تعداد صفحات : ۴۱۳

امتیاز : ۲ از ۵

خلاصه ای از داستان رمان:
خلاصه ی رمان:
من دخترک ساده دلی بودم بیگانه با عشق…من محبت را آموخته بودم…

من با تو عاشق شدم…
باتو پروانگی کردم..من با تو بانو شدم و پر شدم از ظرافت های زنانه…
من ناز کردن را با تو آموختم…تو…تویی که مظهر صداقت بودی…
تو که لبخند بودی در زندگی خشکی زده ی من…
من با تو عاشقی کردم…من کنارت بزرگ شدم‌ و پر و بال گرفتم..
.با تو همه چیز خوب است…با تو جهنم هم زیباست..
کنارت حالم خوب است …به راستی که چه خوب است عاشقی


فرمت رمان:pdf,apk,epub

دانلود رمان چه خوبه عاشقی از زهرا ارجمندنیا با فرمت pdf
دانلود رمان چه خوبه عاشقی از زهرا ارجمندنیا با فرمت apk
دانلود رمان چه خوبه عاشقی از زهرا ارجمندنیا با فرمت epub
دانلود رمان چه خوبه عاشقی از زهرا ارجمندنیا با فرمت java

صفحه ی اول رمان:

توی آینه به خودم نگاه کردم.
چشمای سبز عسلیم بی هیچ فروغی سرد و بی حس بهم دهن کجی می کرد.
پوست مهتابیم رنگ پریده به نظر می رسید،
موهای مواج طلایی رنگم پریشون صورت بی رنگمو قاب گرفته بود.
تصویر دختر درون آینه زیادی داغون بود.
این واقعا من بودم؟
مانیای سرحال و شاد گذشته همین دختریه که تو آینه است و مثلِ مرده ها نگاهم میکنه؟
این دوماه خیلی داغونم کرده بود.
اه لعنتی… دوماه گذشت و من هنوز دارم نفس می کشم.
دوماه از رفتن عزیزترین کسانم گذشته و من هنوز رنگ خورشید رو هر روز می بینم.
به لباس مشکی تنم نگاهی کردم و همون بغض خفه کننده تو سینه ام نشست.
همون بغضی که دوماهه نمیشکنه. با دست موهامو شونه کردم.
اگه مامان بود می گفت: «ای دختر شلخته شونه خیلی وقته اختراع شده، اما…»
سرمو تکون دادم تا از این افکار خلاص شم.
صدای گرفته ی آریانا که صدام میزد باعـث شد از جلوی آینه کنده بشم.
هشت تا پله ی چوبی منتهی به سالنو پایین اومدم
و رو به برادر مشکی پوشم با صدایی که به زور شنیده می شد سلامی دادم.
نگاهم کرد. پر از نگرانی. دلم گرفت از نگاهش.
تا قبل این دوماه هیچ وقت باهاش رابطه ی خوبی نداشتم اما این دوماه هردومونو عوض کرد.
آریانا: سلام. خوبی عزیزم؟
تا قبل این دوماه هیچ وقت بهم نمی گفت عزیزم.
از هم بدمون نمیومد اما رابطه صمیمی هم نداشتیم. کاملا عادی و بعضا بی تفاوت؛ اما حالا…
صدای گرفته ام بلند شد: بد نیستم. چی شد؟
رمان چه خوبه عاشقی از زهرا ارجمندنیا