رمان بی‌تار و پود از فاطمه حیدری

رمان بی‌تار و پود از فاطمه حیدری

رمان بی‌تار و پود از فاطمه حیدری

نام رمان : رمان بی‌تار و پود

به قلم : فاطمه حیدری

امتیاز : ۳ از ۵

تعداد صفحات : ۸۷۵

حجم رمان : ۵.۸۸ مگابایت پی دی اف , ۱.۴۵ مگابایت نسخه ی اندروید

خلاصه ای از داستان رمان:
داستان در مورد دو زوج جوان است که در یک آپارتمان و در همسایگی یکدیگر زندگی می‌کنند؛
هرکدامشان به تنهایی، زندگی و روحیه‌ای کاملا متفاوت از دیگری دارد و دنیا دنیا با هم فاصله دارند‌…


دسترسی به دیگر رمان‌های فاطمه حیدری
دانلود رمان بی‌تار و پود از فاطمه حیدری با فرمت pdf
دانلود رمان بی‌تار و پود از فاطمه حیدری با فرمت apk
دانلود رمان بی‌تار و پود از فاطمه حیدری با فرمت java

صفحه ی اول رمان:

صفحه ی اول رمان:

جمعه‌های دوست‌داشتنی من، جعمه‌های پرانرژی من. نگاهی به ساعت می‌اندازم، دوازده و بیست و پنج دقیقه را نشان می‌دهد؛
که ما روزهای تعطیل پدرخودمان را با خواب و تلافی دوری‌های شبانه درمی‌آوریم. زیر کتری را کم و چای را دم می‌کنم.
تلویزیون را روشن می‌کنم و صدای بلندش می‌پراندم. خنده‌ام را جمع می‌کنم و به سرعت صدایش را پایین می‌آورم. شبکه‌ها را جابه‌جا می‌کنم…

ورزش و سلامتی، سخنرانی، آرشیو کشتی‌های تیم ملی، مستند مورچه‌ها، تکرار به خانه برمی‌گردیم؛ ‌هیچ‌‌وقت دلیل تنفرم از این برنامه را نفهمیدم.
می‌گویم ‌هیچ‌ شبکه‌ای به پای برنامه‌های شبکه محبوب من نمی‌رسد، می‌گویند نه! همین هفت نارنجی که کاوه بدجور بدش می‌آید؛
مثل من که از سه و فوتبال و خبرورزشی بیزارم. حسین کلهر طنزنویس بانمک من با آن شکم برازنده و آستین‌های همیشه بالازده‌اش جدی‌جدی حرف می‌زند؛
اما ملت شوخی شوخی می‌خندند. صدایش را زیاد می‌کنم و باز به آشپزخانه می‌روم.

صدای شرشر آب و صابونی که همیشه خدا از کنار دوش بلند سر می‌خورد کف سنگ‌های سفید حمام. صبحانه را روی جزیره گرد وسط آشپزخانمان می‌چینم و به اتاق می‌روم.
روتختی را مرتب و لباس‌های شلخته را با غرغر جمع می‌کنم و به سبد رخت‌های چرک می‌اندازم. شلوارکش را که درآورده همان‌جور روی زمین رها کرده و رفته.
اگر دوباره جفت پایش را روی گردی‌های خالی بگذارد تنها کار دشوارش کشیدن کش شلوار به سمت بالاست.
همچین مرد تنبلی داریم ما. دوش‌های ساده‌اش به اندازه هزار ساعت حمام‌های من طول می‌دهد.
رمان بی‌تار و پود از فاطمه حیدری