رمان یه بار بهم بگو دوسم داری از نیلا با فرمت pdf,apk,java,epub

رمان یه بار بهم بگو دوسم داری از نیلا

 

 

نام رمان :رمان یه بار بهم بگو دوسم داری

به قلم :نیلا

حجم رمان : ۱.۶۷ مگابایت پی دی اف , ۱.۰۴ مگابایت نسخه ی اندروید , ۰.۹۳ مگابایت نسخه ی جاوا , ۳۰۵ کیلو بایت نسخه ی epub

خلاصه ی از داستان رمان:

مینو مهندس جوانی است که پدر و مادرش را از دست داده و به تنهایی با مهدیس نامادری اش زندگی میکند ، بی اینکه محبتی از او در قلبش احساس کند . او برای یک پروژه ی مشترک به همراه چند همکار مرد راهی شمال کشور میشود ، که ……


 فرمت رمان:pdf,apk,java,epub

 :دانلود رمان یه بار بهم بگو دوسم داری از نیلا با فرمت pdf

 :دانلود رمان یه بار بهم بگو دوسم داری از نیلا با فرمت apk

 :دانلود رمان یه بار بهم بگو دوسم داری از نیلا با فرمت java

 :دانلود رمان یه بار بهم بگو دوسم داری از نیلا با فرمت jad

 :دانلود رمان یه بار بهم بگو دوسم داری از نیلا با فرمت epub

صفحه ی اول رمان:

مهدیس مهدیس مهدیس
مهــــــــــــــــــــدیـ ـــــــــــــــس
اوف چرا جواب نمی دی کجایی وای خدا بازم برگه رو آینه
عزیزم من رفتم بیرون تا شب بر نمی گردم گفتم که ناهار منتظرم نشی قربونت مامانی
اه بازم بازم بازم بازم آخه تا کی خسته شدم
یکی نیست بگه این رفت و امدنت برای چیه اصلا چرا بچه اوردی برای چی زندگی می کنی تو که تو عالم مجردی سیر می کنی بی خود کردی ازدواج کردی بدتر از اون بی خود کردی یه سر خر که من باشم اوردی اه اه اه
حالا چرا دارم بی خود حرص می زنم اون که مادرم نیست به درک هر کاری که دلش می خواد بکنه
بیچاره بابای من دلشو به کی خوش کرده بود

کار هر روزم بود دیگه حوصله نداشتم سریع لباسامو پوشیدم و از خ و نه زدم بیرون به ایستگاه اتوب**و*س رسیدم
یکم شلوغه شاید بازم باید سر پا وایستم مهم نیست چه فرقی می کنه ده دقیقه هم بشینم دردی از من دوا نمی کنه
به مردم نگاه می کنم.
هرکی کار خودشو می کنه یکی با گوشیش ور می ره اون دوتا زن هی دارن پچ پچ می کنن پیف خدا زنو آفرید فقط برای حرف زدن
این حرفو پدربزرگم همیشه می گفت از دیدن او دوتا خندم گرفت ازشون رو گرفتم دوتا پسر دختر جون که به زور سنشون به ۱۷ یا ۱۸ می رسه در حال دل و قلوه دادنن نمی دون کیلویی چند حساب می کنن که خیلیم راضین
بقیه هم فقط دارن از فضای زیبا و خوش هوا البته با دود غلیظ تهران لذت می برن و ریه هاشونو صفا می دن
هنوز اتوب**و*س نیومده بهتره برم بشینم حداقل اینجا یه دل سیر نشته باشم که عقده برام نشه
خدارو شکر یه جا هست اوه اوه پسرو ببین با چه پوزیشنی نشسته انگار آسمون سوراخ شده همین یه نفر افتاده پایین
از حرفای خودم خنده ام می گیره ولی به زور خودمو کنترل می کنم انگار نیشخندمو دید وای چرا داره بر و بر منو نگاه می کنه پسره هیز به سمت دیگه خیر میشم دو دقیقه نگذشته که اتوب**و*س امد .
سریع از جام بلند شدم شانسمو امتحان می کنم شاید امروز خوش اقبال بودم
ایول شانس ،لاغری هم برای همین روزا خوبه ها از بین یه عالمه ادم می تونی رد بشی البته اگه بعد از رد شدن به کمپود تبدیل نشی خیلیه
خوب تا برسیم یه نمه لا لا کنم که خیر سرم با انرژیه بیشتری در محل کارم حاضر بشم.
اکهی چرا خوابم نمیاد نخیر چشام دیگه خسته نیست خوب بزار از مناظر بیرون لذت ببرم نه چیز جالبی برای دیدن نداره خوب بذار ادمای اتوب**و*سو ورانداز کنم شاید یه مورد خوب برای خودم پیدا کنم
بابابزرگم می گه تو با این فکر کردنت خودتو کشتی بشر نمی دونم مخت تاب داره یا نه و حسابی سر به سرم می زاره حسابی دوسش دارم تنها کسیه که از ته ته ته ته دلش منو دوست داره (اخ که فداش بشم من)
خوب حالا بابایی رو بی خیال بریم سراغ یکی از برنده های خوش اقبال اتوب**و*س
خوب خانوما رو که وله لش همش چشمو هم چشمی و بزک دوزک بریم سراغ اقایون که عشق است .

خوب این اتوب**و*س خوبیش اینه که بین مردا و خانوما نرده نداره ولی ماشالله اقایون و خانوما خوب رعایت کردن هر کس به حق خوش قانعه مثلا ما خانما همه صندلیا رو گرفتیم یه دوتا آقا که پیرن فقط نشستن و بقیه سرپا می بینید ما واقعا رعایت کردیم باید بهمون جایزه بدن
خوب بزار ببینم اممممممممممم
ای وای چی می بینم یهو دلم گرفت خنده از لبم محو شد اصلا فکرشو نمی کردم ای خدا چقدر تو دلم مسخره اش کردم همون پسره که به قول من از آسمون افتاده بود با یکی از دستاش پشتی یه صندلی رو گرفته و با دست دیگش عصا شو چرا اصلا دقت نکرده بودم دقیقا کنار من وایستاده

رمان یه بار بهم بگو دوسم داری
منبع:http://www.forum.98ia.com/