رمان پونه از شیدا زمانی با فرمت pdf,java,epub,apk

رمان پونه از شیدا زمانی

  رمان پونه از شیدا زمانی

نام رمان :رمان پونه

به قلم :شیدا زمانی

حجم رمان : ۴.۹۸ مگابایت پی دی اف , ۱.۲ مگابایت نسخه ی اندروید , ۱.۰۷ مگابایت نسخه ی جاوا , ۳۹۶ کیلو بایت نسخه ی epub

خلاصه ی از داستان رمان:

داستان درباره ی دختری به اسم پونه س که یه روز نامه ای از طرف برادر نامادریش بهش میرسه که در اون نامه آرمین برادر نامادریش مدعیه که به پونه علاقه داشته و همین باعث میشه پونه به خاطرات قدیمیش بره و خاطراتش رو مرور کنه و همین باعث میشه که پونه ….


:فرمت رمان:pdf,apk,java,epub

:دانلود رمان پونه از شیدا زمانی با فرمت pdf

:دانلود رمان پونه از شیدا زمانی با فرمت apk

:دانلود رمان پونه از شیدا زمانی با فرمت java

:دانلود رمان پونه از شیدا زمانی با فرمت jad

:دانلود رمان پونه از شیدا زمانی با فرمت java (پرنیان)

:دانلود رمان پونه از شیدا زمانی با فرمت epub

صفحه ی اول رمان:

_ هوف…چه هوای گرمی!

خسته و عرق کرده، کلیدو توی قفل در صورتی رنگ خ و نه مون که به خاطر گذشت زمان و نور آفتاب رنگش پریده و به سفیدی میزنه می چرخ و نم و بازش میکنم و قدم میذارم توی حیاط و درو پشت سرم می بندم:

_ سلام من اومدم.

_ سلام بابا خسته نباشی.

این پدربزرگمه که مثل همیشه اولین نفر جوابمو میده…باباجون، بازم طبق معمول کنار شیر آب، روی چهارپایه ی چوبی مامان نشسته .عادتشه یه ساعت قبل از اذون وضو بگیره و توی اتاق تهی خ و نه بشینه به قرآن خ و ندن و تا نمازشو نخ و نه، لب به هیچی نزنه.خوش به حالش چه حوصله ای داره!

_ شمام خسته نباشی باباجون.

اینو میگم و دیگه معطل نمیکنم.اونقدر گرممه که تندی می دوم و از حیاط رد میشم و خودمو به راهروی باریک خ و نه میرسونم. همین که داخل میشم ، خنکی فضای خ و نه حالمو جا میاره.می دونم مامان توی آشپزخ و نه س ،چون بوی خوش غذا رو حس میکنم…حتما الان مادربزرگم که مادرجون صداش میزنم ،داره تو اتاق بزرگه سفره رو میچینه.این مادرجونم با اینکه همیشه از کمردرد می ناله، بازم دست بردار نیست و همه ش دنبال کار کردنه…خب بنده ی خدا قربون اون شکل ماهت برم،ما که هستیم بشین استراحت کن واسه خودت.برم یه سلامی بهش بکنم…

رمان پونه

منبع:http://www.forum.98ia.com/