رمان هانا از اعظم فرخزاد

  رمان هانا از اعظم فرخزاد

نام رماننام رمان :رمان هانا

نویسنده به قلم :اعظم فرخزاد

حجم رمانحجم رمان : ۲.۶۷ مگابایت پی دی اف , ۱.۲۱ مگابایت نسخه ی اندروید , ۱.۰۷ مگابایت نسخه ی جاوا , ۴۱۷ کیلو بایت نسخه ی epub

خلاصه رمانخلاصه ی از داستان رمان:

داستان درباره ی دختری به اسم هاناس که دختر یک خان هستش که از رعیت های پدرش متنفر است و  پس از جنگ و از بین رفت اموال پدرش اتفاقاتی براش میفته که …
بنابه درخواست  نویسنده / ناشر رمان از روی سایت حذف شد

صفحه ی اول رمان:

می اندیشید:هنوز فرصت باقی است.هر چه تلاش کنی باز کم است.اگه هدفی داشته باشی و به اهدافت ایمان داشته باشی و برایشان ارزشی قائل شوی حتی بعد از گذشت سال ها دیر نیست و شاید این هدف ها روزی به ثمر بنشینند.
با قامتی بلند و استوار ولی خسته از راه بی پایان،کنار نهر آب ایستاد و به نقطه ای خیره ماند،گویا افکاری را که در مغزش جریان داشت به وضوح می دید و نمی خواست هرگز از آن حالت خلسه مانند بیرون آید تا نتیجه کار را ببیند،زمانی به مردی قدرمند و راهی باز برای اهدافی که در سر می پروراند رسید و سعی و تلاش خود را به کار برد تا به مردم کشورش خدمت کند و در همه حال صادق و خدمتگذار باشد،وقتی به نقطه نهایی رسید آشکارا دید که همه چیز پوچ است و واهی.
همیشه سدی در میان است که مانعی برای اهدافت است و این سدها نمی شکنند و اگر تو با تلاش خودت آن را از بین نبری باز سد دیگری ایجاد خواهند کرد،چشمانش را در اطراف گرداند و با خستگی زیاد روی تنه شکسته درختی نشست و اندیشید و آخر به یک نتیجه رسید:

رمان هانا