رمان نسیمی در کویر از طاهره خاکریزی

  رمان نسیمی در کویر از طاهره خاکریزی

نام رماننام رمان :رمان نسیمی در کویر

نویسنده به قلم :طاهره خاکریزی

حجم رمانحجم رمان : ۱.۳۲ مگابایت پی دی اف , ۱.۰۴ مگابایت نسخه ی اندروید , ۰.۹۲ مگابایت نسخه ی جاوا , ۲۹۴ کیلو بایت نسخه ی epub

خلاصه رمانخلاصه ی از داستان رمان:

صدای قارقار کلاغ ها تمام فضای باغ را پر کرده بود. دختری با صورتی گندمگون, چشمانی سیاه و وحشی و ابروانی کشیده, بینی متناسب و لبانی گرد و اغواگر, موهای سیاه و اندام ظریفش که تمام خصوصیات یک دختر شرقی را در او جمع کرده بود, روی صندلی روبه روی تابلوی بوم سرگرم کشیدن نقاشی بود. دو چشم سیاه او تمام گل های باغچه را همچون تشنه ای می نوشید و به…..
بنابه درخواست  نویسنده / ناشر رمان از روی سایت حذف شد

صفحه ی اول رمان:

صدای قارقار کلاغ ها تمام فضای باغ را پر کرده بود. دختری با صورتی گندمگون, چشمانی سیاه و وحشی و ابروانی کشیده, بینی متناسب و لبانی گرد و اغواگر, موهای سیاه و اندام ظریفش که تمام خصوصیات یک دختر شرقی را در او جمع کرده بود, روی صندلی روبه روی تابلوی بوم سرگرم کشیدن نقاشی بود. دو چشم سیاه او تمام گل های باغچه را همچون تشنه ای می نوشید و به عمق چشمانش میکشید و به دستهایش می ریخت و دستها با چابکی و ظرافت خاص یک نقاش زبردست بر روی بوم میریخت.
تمام این خصوصیات متعلق به کسی جزنگار نبود. دختری ظریف و حساس ومهربان و در عین حال بسیار مغرور. پدرش آقای شکیبا یکی از ثروتمندان شهر بود.
نگار با شنیدن صدای مادرش دست از نقاشی کشید و به طرف مادرش رفت. پس از خوردن نهار به طرف اتاقش رفت و طبق عادت همیشگی بر روی میز توالت نشست.آرایش و پوشیدن لباس نیم ساعت طول می کشید. پس از خداحافظی از پدر و مادر سوار ماشینش شد و براه افتاد. هنوز مسافتی را طی نکرده بود که تلفن همراهش به صدا در آمد:

رمان نسیمی در کویر