رمان نامزد من از امیر خان

 

نام رمان :رمان نامزد من

 به قلم :امیرخان

حجم رمان : ۲.۲۲ مگابایت پی دی اف , ۱.۱۴  مگابایت نسخه ی اندروید , ۱.۰۱ مگابایت نسخه ی جاوا , ۳۴۶  کیلو بایت نسخه ی epub

 خلاصه ی از داستان رمان:

زندگی پرفرازونشیب اروین کاشانی یه پسرخوشگذران بی خیال که تویه خانواده متعصبومذهبی رشد کرده رو به نمایش میکشونم هدف های بی هدفی و ارمانهای اروین با خانوادش خیلی فرق داره همین هم باعث میشه…………


  فرمت رمان:pdf,apk,java,epub

 :دانلود رمان نامزد من از امیر خان با فرمت pdf

 :دانلود رمان نامزد من از امیر خان با فرمت apk

 :دانلود رمان نامزد من از امیر خان با فرمت java

 :دانلود رمان نامزد من از امیر خان با فرمت jad

 :دانلود رمان نامزد من از امیر خان با فرمت epub

صفحه ی اول رمان:

باخنده مستانه دختربلوندی که جلوم بود حواسمواز رامینومهتاگرفتموبهش خیره شدم
ارش دم گوشم وزوز کنان گفت:اروین عجب جیگریه داره بهت تیک میده امشبوبااین خوشکله حال کن
-خفه من موندم بین این همه خوشکل کیوانتخاب کنم کدوموجواب کنم
ارش پقی زد زیرخنده و گفت:اعتماد به نفست خیلی به سقفه هاا
سینمو سپرکردموگفتم:خودت که میدونی من روهرکی دست بزارم سه سوته به دستش میارم
-اون که صد البته بر منکرش لعنت
-پس فک اضافه نزن بزار حواسموجمع کنم یه خوبشو انتخاب کنم
-اروین خدایی جنست خیلی خرابه
ازجنس بنجول توکه بهتره
ارش برگشت عقبوگفت:میگم اروین مهتاورامین دارن باهم دعوا میکنن
-چه بهتر راه من باز میشه تابا مهتا خوشکله باشم
ارش برگشت طرفمو یه سوت بلندوبالازدو گفت:خدایی تا به حال پسری مثل تو ندیدم اروین
-چون تو ندیده ای منو سننه؟
-عذاب وجدان نمیگیری با این همه دختری؟؟
عذاب وجدانوبزاردم کوزه ابشو بخورمن تنوع پذیرم افتاد؟
-عاشق این زبونتم همیشه یه جواب قانع کننده داری
-منم کشته مرده این فک گرمتم ببندش وگرنه اسفالتش میکنم رومخی
-زهرمار اصلا نخواستم باهات حرف بزنم
-چه بهتر منم راحت میتونم تمرکز کنم
باساکت شدن ارش حواسمودوباره برگردوندم پی مهتاورامین
رامین:اصلا ازت انتظارهمچین کاریونداشتم
مهتا:ببین من همینم میخوایی باش نمیخوایی هررری
رامین:این حرف اخرته؟
مهتا:حرف اولواخرم همین بود خسته شدم چقد بهم گیر میدی
اصلا مهتا حیف بود زیرسلطه این جوجه فوکولی باشه رامین بایدبره توحوزه درسشوبخ و نه
ارش بلندشدوگفت:من برم یه دوری بزنم
باسر بهش فهموندم گورشو گم کنه
دوباره برگشتم طرف همون دختره
بالبخند بهم نگاه میکردو با دوستش پچ پچ میکرد
دستمو گذاشتم زیرفکموبهش خیره شدم
اندامشواززیر نظر گذروندم بد نبودالبته من بابهترازایناهم بودم
امشب چه شب گندیه دخترباب طعم من پیدا نمیشه
به صورت همون دختره خیره شدم انقد نگاش کردم که اخرباسرازم پرسید چیه؟
مثل همیشه یه پوزخند گوشه لبم نقش بست بلندشدمورفتم طرفش کنارمبل ایستادمودستموبردم توجیبموگفتم:
چطورید خانوما؟؟
همون دختره بالبخندگفت:خوبیم شماخوبید؟
سرموتکون دادموگفتم:افتخارمیدید کنارتون بشینم
دوست دختره بلند شدوگفت:ببخشید بفرمایید بشینیدمن تنهاتون میذارم
نشستم رومبلودستودراز کردموگفتم:من اروینم میتونم اسم خوشکلتوبدونم؟
دختره بالبخند ظریفش دستموفشاردادوگفت:منم پارمیدام
-خوشبختم پارمیدا خانوم
-همچنین اسمت خیلی باحاله ها
بهش نگاه کردموبایه چشمک گفتم:خودمم باحالم
باخنده گفتت:میدونی جذبت منو جذب کرد
بهش نگاه کردموباخودم گفتم:بابا من خودم کارخانه رنگم میخوایی منورنگ کنی
سرموتکون دادموگفتم:اهووم
به ته سالن نگاه کردم یه جای دنج و تاریک واسه عشقوحال
روبهش گفتم:بریم ته سالن بشینیم
باصدای ارومی گفت:بریم شیطونی به نظرت زود نیست
-نظرمن مهم نیست نظرخودت چیه؟
پاهای خوش تراششوانداخت روهموگفت:به نظرمن خیلی زوده من تازه باهات اشناشدم
امشب بدترین شبمه گند بزنن شانسمو

رمان نامزد من
منبع:www.forum.98ia.com