رمان من ورجینا هستم از سالی م.کین

  رمان من ورجینا هستم از سالی م.کین

نام رماننام رمان :رمان من ورجینا هستم

نویسنده به قلم :سالی م.کین

حجم رمانحجم رمان : ۱.۳۵ مگابایت پی دی اف , ۰.۹۶ مگابایت نسخه ی اندروید , ۸۳۰ کیلو بایت نسخه ی جاوا , ۱۵۶ کیلو بایت نسخه ی epub

خلاصه رمانخلاصه ی از داستان رمان:

داستان دختری است به نام رجینا که در کودکی همراه خانواده اش از آلمان به ایالات پنسیلوانیا مهاجرت می کند. زمانی که رجینا ۱۲ سال بیشتر نداشت هندی ها به این ایالت حمله کرده در نتیجه رجینا و خواهرش باربارا به اسارت در می آیند. داستان شرح ماجراهایی است که در مدت اسارت بر وی می گذرد.
به درخواست مترجم / ناشر از روی سایت حذف گردید

صفحه ی اول رمان:

ردیف های ذرت در کنار من همچون صف های طویل سرباز گسترده شده اند. هفته گذشته، مادر، باربارا و من ذرت های رسیده را برداشت کرده بودیم. حالا فقط کمی از آنها برای چیدن باقی مانده است، الان نزدیک غروب است، باد ماه اکتبر صدای خش خش ساقه های درخت خشکیده را به صدا در می آورد و من از صدای آن می ترسم.
شایعه شده است که هندی ها به پایگاه های ما در شمال کشور حمله کرده اند. آیا آنان به این جا هم حمله خواهند کرد؟
ذرت ها باید چیده شوند. من ساقه به ساقه حرکت می کنم و از ترس با گوشه ی چشم به جنگل های اطراف و بوته ها نگاه می کنم؛ حمله هندی ها؟
– «هنوز کارت را تمام نکرده ای؟»
حرف که مرا از جا پراند. او خواهرم بود، باربارا کنارم ایستاده بود و یک سبد پر از ذرت در دستانش بود.
من به او گفتم:- «دیگر هیچ وقت این کارت را تکرار نکن.»
باربارا می خندد و می گوید:- «تو فکر کردی که من یک هندی هستم؟»
– «اصلا خنده دار نیست!»

رمان من ورجینا هستم