رمان من مغرور به صدام از ساینار سپاهانی

 رمان من مغرور به صدام از ساینار سپاهانی

نام رمان :رمان من مغرور به صدام

به قلم : ساینار سپاهانی

حجم رمان : ۱.۱۴ مگابایت پی دی اف , ۸۶۲ کیلو بایت نسخه ی اندروید , ۷۳۳ کیلو بایت نسخه ی جاوا , ۱۲۳ کیلو بایت نسخه ی epub

خلاصه ی از داستان رمان:

در مورد زندگی یه پسر مغروره که صدای فوق العاده خاص و قشنگی داره…توی زندگیش خیلی به صداش مینازه و عاشق صداشه..تا اینکه دست سرنوشت زندگیش رو عوض میکنه…


:فرمت رمان:pdf,apk,java,epub

: دانلود رمان من مغرور به صدام از ساینار سپاهانی با فرمت pdf

: دانلود رمان من مغرور به صدام از ساینار سپاهانی با فرمت apk

: دانلود رمان من مغرور به صدام از ساینار سپاهانی با فرمت java

: دانلود رمان من مغرور به صدام از ساینار سپاهانی با فرمت jad

: دانلود رمان من مغرور به صدام از ساینار سپاهانی با فرمت java (پرنیان)

: دانلود رمان من مغرور به صدام از ساینار سپاهانی با فرمت epub

صفحه ی اول رمان:

صائم:ببین سامان اینجا و اینجا رو اشتباه کردی.درستشون کن تا بفرستم برای بازرسی نهایی.خب؟
-…..
صائم:الـــــو.سامان.حواست هست؟

به خودم اومدم.با بهت نگاهش کردم.
صائم:حواست هست چی میگم؟
سرم رو به عقب تکون میدم.هنوز دهنم بازه.
صائم:پس کجاست؟
با حرکت سر و چشمم فرد مورد نظرم رو نشونش میدم.
برمیگرده یه نگاه بهش میندازه.باز خم میشه روی میز جلوی من.
صائم:سامان بخدا نمیشه.نکن این کار رو با خودت.
زل میزنم توی چشماش.با چشمام ازش خواهش میکنم.
صائم:این طوری نگاه نکن.تا ببینم چی میشه.
پرونده ی روی میز رو برمیداره که بره.دستش رو میگیرم.باز زل میزنم توی چشماش.
صائم:باشه بابا.چشم.تو جون بخواه.
گذشته:
گوشیم زنگ میخوره.جواب میدم:هان؟
حسام:کوفت و هان.شد تو یه بار درست حرف بزنی؟
:اره.شده.
حسام:پیش مامان بابات رو میدونم.
:خب زرتو بزن.کار دارم.
حسام:بی ادب.میخواستم بگم پاشو بیا پارک.ولی خب کار داری.نمیخواد بیای.نتیجه نهایی جلسه رو بهت میگم بای.
:جلسه؟کی؟
صدای بوق اشغال اومد.
:الو حسام؟
“ای بیشعور.گوشی رو روی من قطع میکنی؟”
فورا سوار موتورم شدم .سر راه یه جعبه شیرینی گرفتم و رفتم سمت پارک.همه ی بچه ها اونجا جمع شده بودند.
حسین و مهران و امیر با دیدن من گل از گلشون شکفت.ولی حسام و بهروز پشتشون به من بود من رو ندیدند.دستم رو گذاشتم روی دماغم که ساکت باشند.اروم اروم رفتم جلو و یه پس گردنی به حسام زدم.
حسام:بیشعور چرا میزنی؟
:سلامت کو؟
حسام:سلام خودت کو؟

رمان من مغرور به صدام
منبع:http://www.forum.98ia.com/