رمان مستقیم خوشبختی از mona78

 

رمان مستقیم خوشبختی از mona78

 

نام رمان :رمان مستقیم خوشبختی

 به قلم :mona78 (کاربر سایت رمانسرا)

 حجم رمان : ۳.۸۹ مگابایت پی دی اف , ۱.۲۵ مگابایت نسخه ی اندروید , ۱.۱۱ مگابایت نسخه ی جاوا , ۴۲۷ کیلو بایت نسخه ی epub

خلاصه ی از داستان رمان:

سامان همراه دو تا خواهراش سیمین و سارا ومادرشون مائده زندگی میکنند.اون همیشه عشق اسپانیا بوده و بالاخره وقتی که به سن ۲۸ سالگی رسید،به ارزوش میرسه و دوستش امیرحسین که تو مادرید زندگی میکنه،کاراشو جور میکنه.امیرحسین برای ادامه کارای سامان به ایران میاد اما به محض ورودش به ایران با اتفاقات غیر منتظره ای رو به رو میشه


 فرمت رمان:pdf,apk,java,epub

 :دانلود رمان مستقیم خوشبختی از mona78 با فرمت pdf

 :دانلود رمان مستقیم خوشبختی از mona78 با فرمت apk

 :دانلود رمان مستقیم خوشبختی از mona78 با فرمت java

 :دانلود رمان مستقیم خوشبختی از mona78 با فرمت java(پرنیان)

 :دانلود رمان مستقیم خوشبختی از mona78 با فرمت jad

 :دانلود رمان مستقیم خوشبختی از mona78 با فرمت epub

صفحه ی اول رمان:

خوشبختی……..چه واژه ی اشنایی……چیزی که این روزا گریبان گیرمون شده….وچه مزاحم خوبی…..تا باشه از این مزاحما باشه!!! اخ گفتم…ولی خوشبختی فقط به پول و ثروت و مال نیست…به محبت و خوبی و مهربونی و صدالبته عشقه….
ژوبر گفته” امید جزیی از خوشبختی است” و همین امید الان به کمک ما اومده…..به قول رومن رولان”خوشبختی در این است که حدود و همه چیز را بشناسیم و به احترام بگذاریم…”
پس اینو یادمون باشه که”خوشبختی گمشده همه ماست.مواظب باشیم اگر ان را پیدا کردیم،خودمان را گم نکنیم!”
تو انتهای ارزو ی من تو
ابتدای خوشبختیم شدی

تو رو با دست خالی میکشم
تو رو لحظه های من ترسیم شدی

عاشقم من عاشق همین تویی که
منو بی شکوه باور میکنی

حال من خوبه تو با خندیدنت
داری حال منو بهتر میکنی

ای که تکرارت شبامو خط زده
ماه من مهتاب شو دیوونه وار

ما به هم رسیدیم از یه راه دور
من و تو امشب اینجا جا نزار
تو ای چشمای تو تعبیر من
تو ای معنی ب**و*سه های من

وقتی بغض دارم تو گریه میکنی
دوباره اه میکشی به جای من

سازمو با نفسات کوک میکنم
هر ترانم رنگ چشمای توئه

توی خواب یا حتی تو بیداری ام
رنگ شیرینی حرفای توئه
ای که تکرارت شبامو خط زده
ماه من مهتاب شو دیوونه وار

ما به هم رسیدیم از یه راه دور
من و تو امشب اینجا جا نزار
(اهنگ خوشبختی،سپهر صائبی)
_سارا اون اهنگو ولش کن.بیا هل بده. تندتر هل بده.من این جوری دوست ندارم.اهان خوبه.تندتر.تندترش کن.عالیه دختر.))
این صدای سیمین بود.سیمین دختر خیلی پر شور وشوقی بود.تاب بازی رو خیلی دوست داشت.اگه یک روز تاب بازی نمی کرد،روزش شب نمیشد.با این که اون ۲۵ سالش بود!!!سارا هم خواهر سیمین بود.برعکس سیمین سارا که خواهر کوچکترش بود،خیلی اروم و سر به زیر بود و شاید گاهی اوقات ان هم به ندرت صدای خنده های بلندش را می تونستی بشنوی.سارا ۴ سال از خواهرش کوچیکتر بود.یعنی ۲۱ سالش بود.

رمان مستقیم خوشبختی
منبع:http://romansara.org/