رمان قایق شکسته از بیتا حافظی

  رمان قایق شکسته از بیتا حافظی

نام رماننام رمان :رمان قایق شکسته

نویسنده به قلم :بیتا حافظی

حجم رمانحجم رمان : ۲.۱۹ مگابایت پی دی اف , ۱.۰۹ مگابایت نسخه ی اندروید , ۰.۹۸ مگابایت نسخه ی جاوا , ۳۱۶ کیلو بایت نسخه ی epub

خلاصه رمانخلاصه ی از داستان رمان:

صبح یکی از روزهای پاییز بود که اقا و خانم شهبازی روی کاناپه نشسته بودند و صحبت می کردند.
گفتگوی انها پیرامون ورود مهمانهایشان و نحوه پذیرایی از انها بود. اقای شهبازی مردی چهل و پنج _ شش ساله بود با موهای پر و مشکی که او را جوانتر از سنش نشان می داد. به عنوان مهندس مکانیک در یک کارخانه بزرگ به کار مشغول بود و با همسر و دخترش سارا زندگی مرفهی داشت. همسرش خانه دار بود و تنها فرزندش دانشجوی رونشناسی…

به درخواست نویسنده / ناشر فایل های رمان حذف شد

صفحه ی اول رمان:

صبح یکی از روزهای پاییز بود که اقا و خانم شهبازی روی کاناپه نشسته بودند و صحبت می کردند.
گفتگوی انها پیرامون ورود مهمانهایشان و نحوه پذیرایی از انها بود. اقای شهبازی مردی چهل و پنج _ شش ساله بود با موهای پر و مشکی که او را جوانتر از سنش نشان می داد. به عنوان مهندس مکانیک در یک کارخانه بزرگ به کار مشغول بود و با همسر و دخترش سارا زندگی مرفهی داشت. همسرش خانه دار بود و تنها فرزندش دانشجوی رونشناسی .اقای شهبازی نگاهی به ساعتش انداخت و از روی کاناپه بلند شد و گفت: شیرین، تا نیم ساعت دیگر بهرام و خانواده اش به ایران می رسند.چیزی احتیاج ندارید؟ من می روم.
شیرین که چهار سال از او کوچکتر بود گفت: نه، متشکرم ! فرهاد عجله کن که زودتر به فرودگاه برسی.
سارا با کتابی که در دست داشت وارد اتاق نشیمن شد و با دیدن پدرش که قصد خروج از خانه را داشت پرسید: بابا به فرودگاه می روی؟

رمان قایق شکسته