رمان طلعت از ژاله صفری

  رمان طلعت از ژاله صفری

نام رمان :رمان طلعت

به قلم :ژاله صفری

حجم رمان : ۱.۸۷ مگابایت پی دی اف , ۱.۰۳ مگابایت نسخه ی اندروید ,۰.۹۲ مگابایت نسخه ی جاوا , ۲۴۵ کیلو بایت نسخه ی epub

خلاصه ی از داستان رمان:

این رمان درباره ی زنی به اسم طلعت هستش که در کودکی مادرش رو از دست میده  و در ۱۴ سالگی هم  پدرش رو.به همین دلیل در ۱۵ سالگی به اجبار اطرافیانش مجبور به ازدواج با مردی میشه که …..


:فرمت رمان:pdf,apk,java,epub

:دانلود رمان طلعت از ژاله صفری با فرمت pdf

:دانلود رمان طلعت از ژاله صفری با فرمت apk

:دانلود رمان طلعت از ژاله صفری با فرمت java

:دانلود رمان طلعت از ژاله صفری با فرمت jad

:دانلود رمان طلعت از ژاله صفری با فرمت java (پرنیان)

:دانلود رمان طلعت از ژاله صفری با فرمت epub

صفحه ی اول رمان:

غروب یکی ازآخرین روزهای سال هزاروسیصدوپانزده درخانهای واقع دریکی ازکوچه های سرچشمۀ تهران سه دختربچه حدود پنج ، شش ساله
دور حوض خانه که پراز آب بود با سروصدا وخنده های شیطنت آمیز کودکانه میدویدندومشغول بازی بودند. کاشیهای خانه که ازضاهرشان معلوم بودکه سالهاست تعمیرنشده اندباعث میشد تا هرازگاهی پای یکی ازبچه ها به لبۀ لق وخراب آنها گیرکرده وبیفتند وصدای یکی ازمادران راکه درگوشۀ دیگرحیاط روی پله کان نشسته بودندرادرآورد. این پله کان که ایوان خانه رابه حیاط مربوط میکرد شاهد آمدورفتهای مستاجران بسیاری بود، روی این پله کان دوزن جوان نشسته بودند ، یکی ازآنها به دختربچه ای که زمین خورده بودگفت:زری جون دخترم مواظب باش چرا اینقدر بیدقتی؟
مادرزری اکرم نام داشت وازیکسال پیش باتفاق شوهرش وزری به این خانه نقل مکان کرده بودند، اکرم زن جوان وخوشرویی بود باچشمان آبی که زری هم این راازمادرش به ارث برده بود، این زن جوان بعدازچندسال زندگی باخانوادۀ شوهرش تصمیم گرفته بود که جداازآنها زندگی کند ، درآنروزها این کار دربین تازه عروسها نوعی سرکشی به حساب میامد درواقع زندگی مستقل خیلی متداول نبود به همین خاطر اکرم بعدازکشمکشهای زیاد موفق شدتا طعم زندگی مستقل رابچشد.
اکرم خانم روکرد به زنی که کنارش نشسته بود وگفت: شوکت خانم این سه تارو ببین چقدرباهم جور شدن . شوکت خانم که یک سینی گندم دستش بود تابرای سفرۀ هفت سین پاک کرده وسبز کند درتایید حرف اکرم گفت : آره اکرم جون فقط خداکنه بخاطر دوستی این سه تا هم که شده بتونیم یه

رمان طلعت
منبع:http://www.forum.98ia.com/