رمان شازده کوچولو از انتوان اگزوپری

  رمان شازده کوچولو از انتوان اگزوپری

نام رماننام رمان :رمان شازده کوچولو

نویسنده به قلم :انتوان دوسنت اگزوپری

حجم رمانحجم رمان : ۱.۱۵ مگابایت پی دی اف , ۰.۹۹ مگابایت نسخه ی اندروید ,۸۶۵ کیلو بایت نسخه ی جاوا , ۲۴۵ کیلو بایت نسخه ی epub

خلاصه رمانخلاصه ی از داستان رمان:

یک بار شش سالم که بود تو کتابی به اسم قصه های واقعی -که درباره ی جنگل بِکر نوشته شده بود- تصویر محشری دیدم از یک مار بوآ که داشت حیوانی را میبلعید. آن تصویر یک چنین چیزی بود: تو کتاب آمده بود که: «مارهای بوآ شکارشان را همین جور درسته قورت میدهند. بی این که بجوندش. بعد دیگر نمیتوانند از جا بجنبند و تمام شش ماهی را که هضمش طول میکشد میگیرند میخوابند»….
به درخواست مترجم / ناشر کتاب حذف شد

صفحه ی اول رمان:

یک بار شش سالم که بود تو کتابی به اسم قصه های واقعی -که درباره ی جنگل بِکر نوشته شده بود- تصویر محشری دیدم از یک مار بوآ که داشت حیوانی را میبلعید. آن تصویر یک چنین چیزی بود: تو کتاب آمده بود که: «مارهای بوآ شکارشان را همین جور درسته قورت میدهند. بی این که بجوندش. بعد دیگر نمیتوانند از جا بجنبند و تمام شش ماهی را که هضمش طول میکشد میگیرند میخوابند».

این را که خواندم، راجع به چیزهایی که تو جنگل اتفاق میافتد کلی فکر کردم و دست آخر توانستم با یک مداد رنگی اولین نقاشیم را از کار درآرم. یعنی نقاشی شمارهی یکم را که این جوری بود: شاهکارم را نشان بزرگتر ها دادم و پرسیدم از دیدنش ترستان بر میدارد؟
جوابم دادند: -چرا کلاه باید آدم را بترساند؟

نقاشی من کلاه نبود، یک مار بوآ بود که داشت یک فیل را هضم میکرد. آن وقت برای فهم بزرگترها برداشتم توی شکم بوآ را کشیدم. آخر همیشه باید به آنها توضیحات داد. نقاشی دومم این جوری بود:

رمان شازده کوچولو