رمان زیر نور ماه از آزالیا

 

 

نام رمان :رمان زیر نور ماه

 به قلم :آزالیا

 حجم رمان : ۰.۹۶   مگابایت پی دی اف , ۰.۹۷ مگابایت نسخه ی اندروید , ۸۳۹ کیلوبایت نسخه ی جاوا , ۲۲۵ کیلو بایت نسخه ی epub

خلاصه ی از داستان رمان:

میشا بخاطر اینکه یک بار در عشق شکست خورده به خاطره این که به حرف پدرش گوش کند میپذیرد با سروش ازدواج کند ولی چون میفهمد که سروش…


  فرمت رمان:pdf,apk,java,epub

 :دانلود رمان زیر نور ماه از آزالیا با فرمت pdf

 :دانلود رمان زیر نور ماه از آزالیا با فرمت apk

 :دانلود رمان زیر نور ماه از آزالیا با فرمت java

 :دانلود رمان زیر نور ماه از آزالیا با فرمت jad

 :دانلود رمان زیر نور ماه از آزالیا با فرمت epub

صفحه ی اول رمان:

مشتش رو کوبید روی میز و گفت:”همین که گفتم تو با سروش ازدواج میکنی!
اشک توی چشمام حلقه زد معصومانه گفتم:” بابا! من و سروش هیچ علاقه ای به هم نداریم! حتی علاقه ی یک طرفه ای هم وجود نداره! اصلا نمی فهمم چرا انقدر اصرار دارید؟”
قاطعانه گفت:”یه بار دنبال دلت رفتی و نتیجش رو هم دیدی! پسره تو زرد از آب در اومد و ولت کرد اما این دفعه دیگه من تصمیم می گیرم!”
_ “من با هر کی شما بگین ازدواج میکنم هرکسی جز سروش!”
_”دیگه با گریه و زاری هم خام تو نمی شم.اون دور هم اشک ریختی و خودتو حبس کردی و منو توی حماقتت همراه کردی اما اینبار فرق می کنه اون گوشت رو لولو برد.دیگه گول تو و حرفات رو نمی خورم.هیچ کس هم بهتر از سروش برای تو وجود نداره!.”
_”ولی بابا….”
_”ولی چی؟ …… چی می خوای؟می خوای کمکت کنم آیندت رو تباه کنی؟”
_”بسه بابا! باشه من با سروش یا هر کس دیگه ای که شما بگین ازدواج میکنم!”
چشمامو بستم تا به اعصابم مسلط بشم! بابا با مهربانی جلو اومد دیگه از عصبانیت چند لحظه پیش خبری نبود. آروم پیشونیمو ب**و*سید و گفت:” شما با هم خوشبخت می شین”
زیر لب گفتم:” امیدوارم” و قبل ازینکه بتونه حرف دیگه ای بزنه به طرف اتاقم رفتم.
خودم رو انداختم رو تختم و شقیقه هام رو با انگشت فشردم. باید کاری میکردم! همه چیز دست به دست هم داده بود تا منو بدبخت کنه! چرا سروش باید با این ازدواج موافقت می کرد؟؟؟
گوشیمو برداشتم و شماره ی سروش رو گرفتم!
_”الو؟ بفرمایید؟”
_”سلام سروش”
_”سلام! میشا تویی؟”
_”آره باید ببینمت”
_”باشه کی؟”
_”یک ساعت دیگه!”
_”همون جای همیشگی؟”
_”همون جای همیشگی! میبینمت! ”
_”باشه فعلا”
مانتو و شال مشکی ساده ای پوشیدم. آرایش کمرنگ دخترانه ای هم کردم! زیاد حوصله نداشتم که به خودم برسم اما با این حال خوب شده بودم! مشکی درست تضاد رنگ سفید پوستم بود. رنگ چشمام مشکی بود و مژگان فر برگشته ای داشتم. موهام فر درشت و قهوه ای تیره بود. لبهای قلوه ای و بینی که کمی گوشتی بود، ترکیب صورتم رو ساخته بودند. درست مثل برادرم، مهراد، با این تفاوت که چشمان او رنگ قهوه ای داشت. مهراد دوسال از من بزرگتر و بهترین همدمم بود.

رمان زیر نور ماه
منبع:www.forum.98ia.com