رمان دردسر فقط برای یک شاخه گل رز از روژین .ح

رمان دردسر فقط برای یک شاخه گل رز از روژین .ح

رمان دردسر فقط برای یک شاخه گل رز از روژین .ح

نام رمان :رمان دردسر فقط برای یک شاخه گل رز

به قلم :روژین .ح

حجم رمان : ۴.۰۷ مگابایت پی دی اف , ۱.۲۱ مگابایت نسخه ی اندروید , ۱.۰۷ مگابایت نسخه ی جاوا , ۱۹۸ کیلو بایت نسخه ی epub

خلاصه ی از داستان رمان:

داستان از اونجایی شروع میشه که صنم به عنوان دانشجو حقوق دوس نداره هیچ کس مخصوصا پسرا حقشو بخورن حتی اگه اون یه چیزه کوچیک مثه یه شاخه گل رز باشه!…


فرمت رمان:pdf,apk,java,epub

دانلود رمان دردسر فقط برای یک شاخه گل رز از روژین .ح با فرمت pdf

دانلود رمان دردسر فقط برای یک شاخه گل رز از روژین .ح با فرمت apk (نسخه کتابچه)

دانلود رمان دردسر فقط برای یک شاخه گل رز از روژین .ح با فرمت apk (نسخه اندروید)

دانلود رمان دردسر فقط برای یک شاخه گل رز از روژین .ح با فرمت java

دانلود رمان دردسر فقط برای یک شاخه گل رز از روژین .ح با فرمت jad

دانلود رمان دردسر فقط برای یک شاخه گل رز از روژین .ح با فرمت java (پرنیان)

دانلود رمان دردسر فقط برای یک شاخه گل رز از روژین .ح با فرمت epub

صفحه ی اول رمان:

_ بامن درست صحبت کنا!

در حالی که خیره خیره تو چشمام نگاه می کرد، گفت:

« اگه نکنم چی؟»

می دونستم نمی تونم، اما برای این که کم نیارم و خودم رو از تک و تا نندازم گفتم:

« همچین می زنمکه پخش زمین بشی.»

همین طور که اون نزدیک تر می شد، گفت:

« بیا عزیزم! امتحان کن.»

« هویی کجا میای؟ من دان دو تکواندو دارم، می زنم لهت می کنم.»

« گفتم که بیا جلو عزیزم، امتحان کن»

به این شانس گند خودم با این سیریش لعنت فرستادم:

« ای خاک بر سرت صنم با این تهدید کردنت. آخه تو اصلا یه نره می تونی یه نره غول مثل این رو بزنی که حالا تهدیدش هم می کنی؟»

واقعا شانس من ایول داشت. آخه خدا چرا باید یه معتاد مست، مزاحم من بشه؟ ای سمیعی خدا بگم چی کارت کنه، آخه نونت نبود آبت نبود؛ این وقت شب کلاس گذاشتنت چی بود؟ آخه من موندم خدا چی فکر کرده بود که این سمیعی رو خلق کرد و اون هم نه گذاشت و نه برداشت استاد حقوق معدنی شد. حالا من این غول تشن رو چی کار کنم؟ یه خیابون خلوت گیر آورده فکر کرده من از اوناشم. الان هم وقت فیلمای خاک بر سریه! نامرد این قدر هم گنده بود که نمی تونستم تکون بخورم. سریع کله اش رو به من نزدیک کرد و لباش رو روی لبام گذاشت. من هم نه گذاشتم، نه برداشتم همچین لبش رو گاز گرفتم که ازش خ و ن اومد وقتی ازم فاصله گرفت یه زیر پایی خوشگل براش رد کردم که افتاد زمین:

« الوعده وفا! دیدی آخر سر پخش زمین شدی؟»
رمان دردسر فقط برای یک شاخه گل رز از روژین .ح
منبع:http://www.forum.98ia.com/