رمان خلوت همکلاسی از ساندرا براون

  رمان خلوت همکلاسی از ساندرا براون

نام رماننام رمان :رمان خلوت همکلاسی

نویسنده به قلم :ساندرا براون

حجم رمانحجم رمان : ۱.۸۱ مگابایت پی دی اف , ۱.۰۴ مگابایت نسخه ی اندروید , ۰.۹۳ مگابایت نسخه ی جاوا , ۲۹۷ کیلو بایت نسخه ی epub

خلاصه رمانخلاصه ی از داستان رمان:

خیلی مضطرب بود. زیر لب با خودش حرف می زد. “احمق شدی، بسه…”با اینکه می دونست نگرانیش بی اساسه اما باز هم نمی تونست آروم بگیره.وقتی هم که آدم با خودش شروع به حرف زدن می کنه حالش روزبه روز بدتر و بدتر می شه.
از ماشین پیاده شد و در رو پشت سرش بست. کیف کوچکش رو زیر بقلش گذاشت. دستانش از شدت اضطراب عرق کرده بودند……
به درخواست مترجم / ناشر لینک های دانلود حذف شد

صفحه ی اول رمان:

خیلی مضطرب بود. زیر لب با خودش حرف می زد. “احمق شدی، بسه…”با اینکه می دونست نگرانی اش بی اساسه اما باز هم نمی تونست آروم بگیره.وقتی هم که آدم با خودش شروع به حرف زدن می کنهحالش روزبه روز بدتر و بدتر می شه.
از ماشین پیاده شد و در رو پشت سرش بست. کیف کوچکش رو زیر بقلش گذاشت. دستانش از شدت اضطراب عرق کرده بودند. دستان لرزانش را بر روی موهای طلئی رنگش کشید. موهاش رو خیلی زیبا پشت سرش جمع کرده بود. ای کاش به همون قشنگی که موهاشو جمع کرده بود می تونست خودش رو هم جمع و جور کنه. نفس عمیقی کشید و وارد خیابان الک فودج شد. همان موسیقی ده سال گذشته از ساختمان پخش می شد. نزدیک دری رسید که چهار طاق باز گذاشته بودند، مثل اینکه قرار بود جمعیت زیادی وارد ساختمان شود. صدای بم موزیک انگار بر قلبش می کوبید و تابش نور لامپ ها چشمانش رو آزار می داد. انگار یه نور افکن دور سرش می چرخید. صداهای خنده و حرف که به طور نامفهوم به گوشش می رسید، مثل صدای ازدحام یک مهمانی بود. همچنان میان درگاه ایستاده بود.

رمان خلوت همکلاسی
منبع:http://www.forum.98ia.com/