رمان جاده انتظار ازمژده کوهی

  رمان جاده انتظار ازمژده کوهی

نام رماننام رمان :رمان جاده انتظار

نویسنده به قلم :مژده کوهی

حجم رمانحجم رمان : ۲.۳۱ مگابایت پی دی اف , ۱.۰۱ مگابایت نسخه ی اندروید , ۰.۹ مگابایت نسخه ی جاوا , ۲۴۷ کیلو بایت نسخه ی epub

خلاصه رمانخلاصه ی از داستان رمان:

داستان درباره ی دختری به اسم رویاس که به علت قبولی در دانشگاه تهران برای تحصیل به خانه ی نامزدش احسان میره .در اونجا با ورود رویا امیر برادر احسان از خانواده جدا میشه تا اینکه…..
بنابه درخواست  نویسنده / ناشر رمان از روی سایت حذف شد

صفحه ی اول رمان:

برای چندمین بار بود که صدای پدر بلند می شد:
– حاضر شدید؟ ای بابا من نمی دونم برداشتن یه ساک و لباس پوشیدن چقدر معطلی داره؟ عجله کنید
مادر با صدایی بلند اما خ و نسرد گفت:
– از بس داد و قال راه انداختی منم هول کردی یه کم حوصله کن تا ببینم چیزی رو از قلم ننداخته باشم
پدر با دیدن دخترش لبخند پر از مهری زد و گفت:
– چه عجب دختر گلم برای یک بار هم شده از مادرش زرنگ تر شده
رویا با دلخوری گفت:
– یعنی تا حالا زرنگ نبودم دیگه دستت درد نکنه بابا!
– شوخی کردم عزیز دلم ت و همیشه تو انجام کارات دقیق و منظم بودی فقط به مادرت بگو یه کم بجنبه باور کنید به خاطر شما این قدر هول می زنم نمی خوام به گرما بخوریم
در همین اثنا بود که مادر در حالی که بلند بلند به مش تقی باغمان خانه سفارش می کرد نزد ان ها امد و امادگی خودش را برای راهی شدن اعلام کرد و در حالی که قیافه حق به جانبی گرفته بود به شوهرش گفت
– آ….آ… منم اومدم اقای عجول
مرد لبخندی به همسرش زد و گفت

رمان جاده انتظار