رمان تو فقط عشق منی از فردین

 

نام رمان :رمان تو فقط عشق منی

به قلم :فردین

حجم رمان : ۵.۶ مگابایت پی دی اف , ۲ مگابایت نسخه ی اندروید , ۱.۵ مگابایت نسخه ی جاوا , ۵۰۰ کیلو بایت نسخه ی epub

خلاصه ی از داستان رمان:

گاهی فکر می کنم گاهی می خندم گاهی فحش می دم گاهی تخس می شم اما تا الان گریه نکردم
روبه روی خانم بزرگ نشسته بودمو سعی می کردم حرفاشو گوش کنم اما مگه می شد
-ببین پسره ی شیطون یه بار دیگه تاکید می کنم پانیذ که اومد اذیتش نمی کنی .فهمیدی؟


  فرمت رمان:pdf,apk,java,epub

 :دانلود رمان تو فقط عشق منی از فردین با فرمت pdf

 :دانلود رمان تو فقط عشق منی از فردین با فرمت apk

 :دانلود رمان تو فقط عشق منی از فردین با فرمت java

 :دانلود رمان تو فقط عشق منی از فردین با فرمت jad

 :دانلود رمان تو فقط عشق منی از فردین با فرمت epub

صفحه ی اول رمان:

گاهی فکر می کنم گاهی می خندم گاهی فحش می دم گاهی تخس می شم اما تا الان گریه نکردم
روبه روی خانم بزرگ نشسته بودمو سعی می کردم حرفاشو گوش کنم اما مگه می شد
-ببین پسره ی شیطون یه بار دیگه تاکید می کنم پانیذ که اومد اذیتش نمی کنی .فهمیدی؟ کیوان حواست کجاست؟ باتو ام ها. اون گلدون قشنگ منو بذار سرجاش .اخر می شکنیش ها .کیوان می فهمییییییی
با فریاد خانوم بزرگ خیلی ریلکس سرمو اوردم بالا وگفتم: هان
-هان ومرض .می گم گلدونمو بذار سر جاش
-می خوام ببینمش
-کیوان به بابات می گما
-اه مامی پیری اینقدر تو کارای من دخالت نکن
-پسره ی بی تربیت به من می گی مامی پیری؟ الان ادبت می کنم
خانوم بزرگ از روی مبلش بلند شدو عصای تزئینیشو برد بالای سرش
-اون عصا به من بخوره دیگه گلدونتو نمی بینی
-ای خدا منو بکش از دست این راحت کن
-مامی پیری؟
-مامی پیری یو درد .مامی پیری یو زهر
-می گم تو می خوای ابهتتو نشون بدی چرا عین این فیلما که پیرزنا عصا می گیرن دستشون وبی خودی کلاس می یان رفتار می کنی؟ یه کم ایده به خرج بده
-کیوان می کشمت .من می دونم اخرش می کشمت
به سمت در خ و نه رفتم وگفتم : می رم درخت کوچیکه رو بکنم اونو به جای عصابردار .اینم ایده ای یه .برگاش باعث سلامتی پیرا می شه
بالشتو پرت کرد سمتم من جا خالی دادمو گفتم : عینکتو بزن

اه این باغم دیگه قدیمی شده .من نمی دونم این همه ماهی قرمز تو این حوض چه جوری باهم زندگی می کنن .یعنی خسته نمی شن؟با دیدن گربه ی سیاهی که بیشتر وقتا دور این حوض می پلکید لبخندی زدمو چشمام پر از شرارت شد . استین بلوزمو کشیدم بالا ومثل همیشه دستمو انداختم تو اب حوض .به به یه ماهی خوشگل توپولو کشیدم بیرون
-بیا پیشی بیا بخور وبه جون کیوان دعا کن
ماهی رو پرت کردم زمین وگربه پرید روشو کارشو ساخت
اه اه دستم بوی گند ماهی گرفت همش تقصیر این گربه هه بود یه سنگ برداشتمو پرت کردم سمت گربه هه تا ماهی زیادیش نکنه .یه میو وحشتناک کشید ودر رفت
به سنگ جلو پام ضربه زدم .اه این پانیذ چرا نمی اومد .حوصله م سر رفته .به سمت خ و نه رفتم .خ و نه خانم بزرگ قدیمی اما قشنگ بود .اتاق کم داشت اما به جاش سالن پذیرایی ونشیمنش خیلی بزرگ بود خانم بزرگ با عمه م تنها زندگی می کرد چون اقا بزرگم دو سال پیش مرد وعمرشوداد به من
در خ و نه رو باز کردمو دیدم خانم بزرگ داره تلویزیون می بینه
-خوبی مامی پیری
چپ چپ بهم نگاه کرد وهیچی نگفت
-وای دستام چه بوی خوبی می ده .می خوای بوش کنی مامی؟
-باز رفتی ادکلن منو خالی کردی؟
-نه بابا اخه به من میاد
-یادم نرفته اون بار به جای سوسک کش ادکلنمو خالی کردی رو سوسک
دستمو بردم سمتشو گفتم
-ان این بوی عطر توئه؟؟؟؟؟؟/
چشماش گرد شد وگفت: بمیری کیوان که ماهی های منو می کشی .تو دل نداری؟
-اخ اخ اخ گفتی دل . دارم؟
شروع کرد به جیغ کشیدن
-اینقدر تو منو اذیت می کنی پدرتو عموت اذیتم نکردن .ای خدا من از دست این چی کار کنم؟
اومدم جوابشو بدم که زنگ در مانعم شد .حتما پانیذ بود .پریدم سمت ایفونو تا تصویرشو دیدم دکمه رو زدم. مثل پلنگ پریدم تو اشپزخ و نه تا برای دختر عموی گلم اب بیارم .میدونم اب دوست داره
دوباره رفتم سمت در تا ازش استقبال کنم
– ۱ ۲ ۳ ۴

رمان تو فقط عشق منی
منبع:www.forum.98ia.com