رمان تائیس از منوچهر مطیعی

رمان تائیس از منوچهر مطیعی

نام رماننام رمان :رمان تائیس

نویسنده به قلم :منوچهر مطیعی

حجم رمانحجم رمان : ۴.۷۳ مگابایت پی دی اف , ۱.۳۸ مگابایت نسخه ی اندروید , ۱.۲۴ مگابایت نسخه ی جاوا , ۵۱۷ کیلو بایت نسخه ی epub

خلاصه رمانخلاصه ی از داستان رمان:

جنگ ایسوس با شدت هر چه تمام تر ادامه داشت، لشکریان داریوش پادشاه بزرگ ایران هنگام طلوع آفتاب حمله سختی را آغاز کرده و سپاهیان مقدونی را عقب راندند ولی وقتی خورشید به بالای آسمان رسید و همه دشت را روشن کرد. یک عده قوای تازه نفس از تنگه بیرون آمده و جناح چپ سپاه ایران را مورد تهاجم قرار دادند و در نتیجه …..

به درخواست نویسنده /ناشر رمان از روی سایت برداشته شد

صفحه ی اول رمان:

جنگ ایسوس با شدت هر چه تمام تر ادامه داشت، لشکریان داریوش پادشاه بزرگ ایران هنگام طلوع آفتاب حمله سختی را آغاز کرده و سپاهیان مقدونی را عقب راندند ولی وقتی خورشید به بالای آسمان رسید و همه دشت را روشن کرد. یک عده قوای تازه نفس از تنگه بیرون آمده و جناح چپ سپاه ایران را مورد تهاجم قرار دادند و در نتیجه عقب نشینی سپاهیان ایران آغاز گردید و اکنون که ظهر نزدیک می شد هنوز هم این عقب نشینی ادامه داشت.

یک عده از پیادگان قوای اسکندر که در ضمن وظیفه نگهبانی اردو را بر عهده داشتند، مشغول جمع آوری و جدا کردن اجساد مقتولین شده بودند، سپاهیان مقتول ایران را در یک قسمت و مقتولین مقدونی را در جهت دیگر قرار می دادند که بعداً اسکندر برای دفن یا معدوم گردن آنان دستور دهد.

چادرهای اردو در شش ردیف طولانی از دامنه تپه تا مقابل محلی که جنگل سبز و انبوهی شروع می شد ادامه داشت. اولین چادر هر ردیف بزرگتر از دیگران و پرچمی مخصوص بر بالای دکل آن در اهتزاز بود و نشان می داد که آن چادر متعلق به یکی از سرداران اسکندر و چادرهای دیگر مربوط به سربازان تحت فرمان او است.

در هزار گام آن طرفتر، آن جا که سطح زمین اطراف اندکی مرتفع تر بود، پنج چادر زرد رنگ کنار هم برپا بود که بالای اولین چادر پرچم مخصوص اسکندر سردار بزرگ مقدونی دستخوش باد شده و می لرزید.

رمان تائیس