رمان بی تو امشب ۲ از باران احتشام و Nady

 

نام رمان :رمان بی تو امشب ۲

به قلم :باران احتشام و Nady

حجم رمان : ۳.۱  مگابایت پی دی اف , ۱.۱۷  مگابایت نسخه ی اندروید , ۱.۴ مگابایت نسخه ی جاوا , ۳۸۷  کیلو بایت نسخه ی epub

خلاصه ی از داستان رمان:

در این جلد
مهراوه که هم از عشق و هم زندگی سر خورده شده و نقشه هایی که برای فرداهاش کشیده بود نقش بر آب میبینه ، برای آینده ای نا معلوم پا به تهران میذاره .. با برادر بهداد که یک پزشک اعصاب و روانه آشنا میشه ،اتفاقایی براش می افته که خ و ندنش خالی از لطف نیست..


 فرمت رمان:pdf,apk,java,epub

 :دانلود رمان بی تو امشب ۲ از باران احتشامی و Nady با فرمت pdf

 :دانلود رمان بی تو امشب ۲ از باران احتشامی و Nady با فرمت apk

 :دانلود رمان بی تو امشب ۲ از باران احتشامی و Nady با فرمت java

 :دانلود رمان بی تو امشب ۲ از باران احتشامی و Nady با فرمت jad

 :دانلود رمان بی تو امشب ۲ از باران احتشامی و Nady با فرمت epub

صفحه ی اول رمان:

حالا مگه این عقربه های بی صاحاب یه تکونی به خودشون می دن
این دوتا هم که عین خرس خوابیدن و خورپوفشون هی رو مغز من تردمیل میره
این بی شرفم حالا مگه میاد
با بیرون اومدن یه ماشین از پارکینگ داد زدم:اومد …اومد… د پاتمرگید دیگه
از خواب پریدن
نگار-کو …کو ش؟؟؟
-مگه کوری اوناها دیگه
اعظم از پشت سر زد تو کلم
-مگه مرض داری بوزینه
اعظم-د اخه الاغ هر بنزی که میبینی که گاری اون دکی نیست که
مثل ابله ها برگشتم عقب و به اعظم نگاه کردم
-واقعا این نبود ؟؟؟
ادامو در اورد
اعظم-نه نبود
نگار-بچه ها اومد ….جان مادرم اومد
سریع سرمو برگردوندم
یه بنز سفید اروم اروم از پارکینگ بیرون اومد
تمام شیشه هاش دودی بود
از کنارمون گذشت
نگار مثل ادم ندیده ها گفت:ایولل بابا عجب کلاسی داره
اعظم-داخه الاغ تو این یه هفته تو فقط ماشینشو دیدی چه جوری فهمیدی این با کلاسه
نگار-گوساله وقتی طرف پزشکه وقتی همچین ماشینی سواره یعنی خیلییییی با کلاسه
اعظم-اره ارواح عمت
نگار-مهراوه یه چیزی به این بگو و گرنه…
اعظم-وگرنه چی ….ببین دختر خوشکله می زنم ..
-دخفه شید دیگه دوتاتون از وقتی اومدید عین سگ و گربه هی می افتید به جون هم به جای این حرفا یه نقشه ای چیزی پیاده کنید بابا الان یه هفته است مفت مفت داریم تو این تهران بی در پیکر می چرخیم
اعظم-بابا گیر میدیا نوکرتم ها بابا پولشو یکی دیگه داره می ده اون وقت تو ناراحتی
-بهداد که عاشق چشم و ابرومون نیست اون دنبال چکشه
نگار-مهراوه گفتی مبلغ چکش چقدره؟
-۶۰ میلیار
اعظم سوت بلندی زد
اعظم-پس بگوووو چرا این بهداده ازخیر ۲۰ میلیاد طلبش از تو گذشته
نگار-اعظم گفتی دکتر چیه؟؟؟
اعظم-کله پاچه
نگار-نمی تونی مثل ادم حرف بزنی
اعظم-بابا همون مغز اعصاب دیگه
(خانوما مریض که اومد بیرون شما برید اتاق دکتر)
اعظم دستشو رو قفسه سینش گذاشت و نیم خیز شد و رویه منشی گفت:خیلی مخلصم دمت گرم جدا که خیلی مردی به مولا
نگار با عصبانیت دست اعظمو کشوند و نشوندش رو صندلی و زیر لب گفت:بتمرگ بابا گاک ابرومونو به باد دادی
اعظم با صدای بلند گفت: نفهمیدم نفهیدم تو الان چه زری زدی؟
یه ان همه مطب برگشتن به طرف ما
لبخندی به روی حاضران تو مطب زم
با دست زدم تو پیشونیم
و زمزمه کردم:دخفه شید دیگه
اعظم-مهری جون مرگ تو …
-مهریو کوفت صدبار گفتم من بی هیچی مهری نیستم….
بیرون اومدن بیمار از تو اتاق مانع از ادامه بحث گوهربار و زیبای ما شد
منشی با خنده رو به ما قوم اجوج مجوج گفت:می تونید برید داخل
از جامون بلند شدیم همونطور که از جلوی میز منشی رد می شدیم با ارنج زدم تو پهلوی اعظم
-من یکی ترو زنده نمی ذارم
در اتاقو باز کردیم و رفتیم داخل
ای لا مصب اتاق که نیست بیشتر شکل گالریه نقاشیه
جناب دکترمونم که سرش پایینه
هر سه باهم سلام کردیم
هنوز سرشو بالا نیاوره بود

رمان بی تو امشب ۲

منبع:www.forum.98ia.com