رمان به زیر پا افتاده از دانیل یانگ

  رمان به زیر پا افتاده از دانیل یانگ

نام رمان :رمان به زیر پا افتاده

به قلم :دانیل یانگ

حجم رمان : ۵.۱ مگابایت پی دی اف , ۱.۲۳ مگابایت نسخه ی اندروید , ۱.۰۹ مگابایت نسخه ی جاوا ,۴۲۵  کیلو بایت نسخه ی epub

خلاصه ی از داستان رمان:

داستان درباره ی یک نقاش برجسته به اسم مارا فاستر هستش که طی چند سال اخیر کار برجسته ای نکرده و زندگی شخصیش رو محدود کرده و از اجتماع و خانواده ش دوری میکنه.تا اینکه یک شب……
به درخواست مترجم / ناشر کتاب حذف شد

صفحه ی اول رمان:

از بابا نوئل یک دوچرخه جدید می خواهی ممکنه بدستش بیاری. اما روز کریسمس بابا ممکنه اینجا رو ترک کنه .

وقتی دستت رو دراز میکنی که دوچرخه نو و براقت رو لمس کنی مامان سر بابا فریاد میزنه که اون چطور جرات میکنه که پول اونها رو خرج دوچرخه کنه و در هر صورت تویی که فقط ۵ سال داری برای چی به دوچرخه احتیاج داری؟

و تو حقه ی پنهانیت رو اجرا میکنی همونی که وانمود می کنی که یک تیکه سنگ کوچیکی و امیدواری که هیچ کس متوجه نشه که ضربان قلبت چقدر بلنده و گوشهات آتیش گرفته و چشمهات دوباره و دوباره میزنه.

بابا هم سر مامان فریاد میکشه و خیلی زود اونها توی صورت همدیگه داد میزنن.

تو دست از دوچرخه می کشی و آرزو میکنی که به جای دوچرخه از بابانوئل می خواستی که دیگه داد و فریادی نباشه کسی وسایل رو نشکونه و در رو به هم نکوبه. تو آرزو میکنی که از بابا خواهش کنی که دیگه از در خارج نشه و نگه که دیگه بر نمیگرده و دور بمونه تا وقتی که مامان به اون زنگ بزنه و التماس کنه که به خ و نه برگرده مثل اون چهار باری که این اتفاق افتاده.

فریادها بلندتر میشن و کلمات بدتر ویکدفعه همه چیز متوقف میشه.وقتی که بابا درو باز میکنه توده ای از هوای سرد به داخل خ و نه هجوم میاره.. تو میلرزی و در پشت بابا محکم بسته میشه.

و یک سکوت طولانی قبل از اینکه مامان شروع میکنه به گریه کردن و لگد زدن به در و تو به این فکر میکنی که اون درباره ی دوچرخه چی میگفت؟!

رمان به زیر پا افتاده