رمان بهشت پنهان از آزاده حسابی فرمت pdf,java,epub,apk

رمان بهشت پنهان از آزاده حسابی

  رمان بهشت پنهان از آزاده حسابی

نام رماننام رمان :رمان بهشت پنهان

نویسنده به قلم :آزاده حسابی

حجم رمانحجم رمان : ۲.۴۲ مگابایت پی دی اف , ۱.۱۶ مگابایت نسخه ی اندروید , ۱.۰۲ مگابایت نسخه ی جاوا , ۳۷۳ کیلو بایت نسخه ی epub

خلاصه رمانخلاصه ی از داستان رمان:

-نگران حال شما هستم و نمی خواهم بیشتر غصه بخورید .
پدر گفت :
-بگو فرزندم تا نفس دارم مرحم دل زخم خورده ات باشم .
می دانستم همه ی اینها مقدمه چینی برای گرم شدن جو موجود است تا او مطلب اصلی را بگوید بغضم را در گلو خفه کردم و گفتم :
بنابه درخواست  نویسنده / ناشر رمان از روی سایت حذف شد

صفحه ی اول رمان:

-نگران حال شما هستم و نمی خواهم بیشتر غصه بخورید .
پدر گفت :
-بگو فرزندم تا نفس دارم مرحم دل زخم خورده ات باشم .
می دانستم همه ی اینها مقدمه چینی برای گرم شدن جو موجود است تا او مطلب اصلی را بگوید بغضم را در گلو خفه کردم و گفتم :
-روزگاری که …
اشک هایم مثل باران روی گونه هایم سرازیر شد . پدر لبخند زد و گفت :
-ارام باش دخترم ، ارام باش .
ادامه دادم :
روزگاری که نباید دغدغه ای جز بازی و خنده می داشتم همیشه نگران و پریشان بودم و انتظار سیاهی از پس سیاهی را می کشیدم تا سرانجام ان لحظه وحشتناک فرا رسید . مادر با چمدان لباسهایش و باقی مانده ی اندکی از وسایل دیگر جلوی در رفت . دنیا خواهرم روی پای شما نشسته بود و امین رضا کوچک مشغول بازی با ماشین کوکی اش ، من بی قرار بالا و پایین می پریدم و به پهنای صورت اشک می ریختم و دستان مادر را روی سینه ام می فشردم و التماس کنان می خواستم نرود .به او گفتم مامان جون نرو قول می دهم دیگر اذیت نکنم و شب جایم خیس نشود .

رمان بهشت پنهان