رمان بهار از فاطمه زاهدی بیگی

  رمان بهار از فاطمه زاهدی بیگی

نام رماننام رمان :رمان بهار

نویسنده به قلم :فاطمه زاهدی بیگی

حجم رمانحجم رمان : ۳.۸۴ مگابایت پی دی اف , ۱.۳۳ مگابایت نسخه ی اندروید , ۱.۲ مگابایت نسخه ی جاوا , ۴۸۲ کیلو بایت نسخه ی epub

خلاصه رمانخلاصه ی از داستان رمان:

خدا جون! خدای مهربون! خدایی که از راز دلِ همه خبر داری! خدایی که به ما قلبی دادی که گنجینۀ مهر و محبته! خدایی که عشق رو در وجود ما به ودیعه گذاشتی!خدایی که از روح خودت در ما دمیدی تا جسم خاکی ما به حرکت در بیاد و عشق رو چاشنی زندگی کردی تا ما آدما انگیزۀ زنده بودن داشته باشیم…
بنابه درخواست  نویسنده / ناشر رمان از روی سایت حذف شد

صفحه ی اول رمان:

خدا جون! خدای مهربون! خدایی که از راز دلِ همه خبر داری! خدایی که به ما قلبی دادی که گنجینۀ مهر و محبته! خدایی که عشق رو در وجود ما به ودیعه گذاشتی!خدایی که از روح خودت در ما دمیدی تا جسم خاکی ما به حرکت در بیاد و عشق رو چاشنی زندگی کردی تا ما آدما انگیزۀ زنده بودن داشته باشیم! خدایی ک ما رو دوست داری! کاری کن عقیدۀ پدر و مادرم عوض بشه و با عشق من و شهریار مخلفت نکنن. خداجون، می دونی که من شهریارو چقدر دوست دارم و اون هم منو چقدر دوست داره. عشق ما، یه عشق پاکه و خودت می دونی که آرزوی ما دو نفر ازدواجی از سَرِ عشقه، نه هوسی گ*نا*ح آلود. خدا جون به ما کمک کن به وصال هم برسیم… ازت خواهش می کنم!

رمان بهار