رمان برایت میمیرم از لیندا هووارد با فرمت pdf,java,epub,apk

رمان برایت میمیرم از لیندا هووارد  رمان برایت میمیرم از لیندا هووارد

نام رمان :رمان برایت میمیرم

به قلم :لیندا هووارد

حجم رمان : ۳.۹۶ مگابایت پی دی اف , ۱.۰۶ مگابایت نسخه ی اندروید , ۰.۹۶ مگابایت نسخه ی جاوا , ۴۱۵ کیلو بایت نسخه ی epub

خلاصه ی از داستان رمان:

بلر مالوری ، صاحب یک باشگاه ورزشیه که خیلی تو کارش موفقه . تا این که یه روزی شاهد قتل یکی از اعضا باشگاهش میشه ، که کلی براش دردسر درست کرده بود . و موضوع اینه که اون کسی که به قتل رسیده همش ادای بلر رو درمیاورده و مثل اون لباس میپوشیده ، برا همین امکان داره که….

به درخواست مترجم / ناشر رمان حذف شد

صفحه ی اول رمان:

بیشتر مردم ، تشویق کننده ها رو جدی نمیگیرن . فقط اگه میدونستن …
من یه دختر کاملا امریکایی هستم . اگه به عکسی که تو کتاب پایان سال تحصیلی هست نگاه کنین ، یه دختری رو میبینن با موهای بلند و بلوند ، برنزه ، و یه لبخند گنده که دندان های بی نقصش رو نشون میده ، که اونم نتیجه ی هزینه کردن هزاران دلار برای ارتودنسی و شوینده های فلوراید هست . منظورم دندون هامه . اعتماد به نفس خانواده های بالاتر از سطح متوسط جامعه رو دارم . امکان نداره اتفاق بدی برای من بیوفته . بالاخره من یه تشویق کننده بودم .
تصدیق میکنم که در حقیقت ، به این موضوع افتخار میکردم .
ادمای زیادی هستن که فکر میکنن تشویق کننده ها بی مغز و پر افادن ، ولی اونا ادمایی هستن که هرگز یه تشویق کننده نبودن .
من جهالتشون رو میبخشم .
تشویق کردن کار سختیه . به توانایی و قدرت نیاز داره ، و خطرناکم هست . مردم اغلب در تمرین ها اسیب میبینن . و حتی بعضی مواقع سبب مرگ هم شده .
معمولا این دخترا هستن که اسیب میبینن . پسرا پرت کننده هستن و این دختران که پرت میشن .
به طور فنی به ما ” پرواز کننده ” گفته میشه ، که در حقیقت خیلی احمقانه است ، برای اینکه مطمئنا ما نمیتونیم پرواز کنیم . ما به سمت بالا پرت میشیم . و ماها هستیم که ممکنه با سر بریم زمین و گردنمون رو بشکنیم .
خب ، من هرگز گردنم رو نشکوندم ؛ اما دست چپ و ترقوه ام رو شکوندم و یه بارم زانوی راستم جابه جا شده بود . شمار پیچ خوردگی ها و کبودی ها که از دستم در رفته . اما من ، بالانس خیلی خوبی دارم و همچنین ، پاهایی قوی . و هنوزم میتونم پشتک بارو بزنم و پاهام رو ۱۸۰ باز کنم .
در ضمن ، با بورسیه ی تشویق کنندگی به دانشگاه رفتم .
خب ، به هر حال ، اسم من بِلر مالوری هست . اره ، میدونم .: اسمم مال سوسولاست . به موهای بلوند و تشویق کننده بودنم میاد . نمیتونم کاریش کنم . این اسمیه که والدینم روم گذاشتن .
اسم بابامم بلر هستش ، برا همین فکر کنم باید خوشحال باشم که منو بلر کوچک صدا نکردن . فکر کنم که تو جشن اخر سال ، به عنوان ملکه انتخاب نمیشدم ، اگه اسمم بلر هنری مالوری کوچک بود .
به اندازه ی کافی از بلر الیزابت راضی هستم ، ممنون . منظورم اینه که هستن ادمایی که اسم بچشون رو مثلا هومر میزارن . بابا بیخیال . به نظر من که یه جورایی عادلانست اگه اون بچه ها وقتی بزرگ شدن ، والدینشون رو بکشن.
که البته این حرف ، این موضوع رو میکشه وسط که من شاهد یه قتل بودم .
در حقیقت این دو تا موضوع شبیه هم نیستنا ولی خوب به هم ربط دارن .
رمان برایت میمیرم