رمان برادر ناتنی از #NEGAR#

رمان برادر ناتنی از #NEGAR#

نام رمان :رمان برادر ناتنی

به قلم :#NEGAR#

حجم رمان : ۲.۷۶ مگابایت پی دی اف , ۱.۱ مگابایت نسخه ی اندروید , ۰.۹۹ مگابایت نسخه ی جاوا , ۳۳۷ کیلو بایت نسخه ی epub

خلاصه ی از داستان رمان:

داستان درباره ی دو برادر ناتنی به اسم رادین و رایکاس .رایکا در فرودگاه جذب دختری به اسم آرنیکا میشه اما به اونقدر فرصت نداره که ارنیکا رو فراموش کنه چون پای ارنیکا دوباره توی زندگیش باز میشه.از طرفی رادین که حس تنهایی و شکست میکرد خیلی اتفاقی با دختری به اسم لینا اشنا میشه که….


:فرمت رمان:pdf,apk,java,epub

:دانلود رمان برادر ناتنی از #NEGAR# با فرمت pdf

:دانلود رمان برادر ناتنی از #NEGAR# با فرمت apk

:دانلود رمان برادر ناتنی از #NEGAR# با فرمت java

:دانلود رمان برادر ناتنی از #NEGAR# با فرمت jad

:دانلود رمان برادر ناتنی از #NEGAR# با فرمت java (پرنیان)

:دانلود رمان برادر ناتنی از #NEGAR# با فرمت epub

صفحه ی اول رمان:

در اتاقش رو باز کرد و گفت : رادین جایی می ری ؟
بی اعتنا اوهومی گفت و بلوزش را که تن می کرد ، پایین کشید .
ـ کجا می ری ؟
ـ می شه نپرسی ؟
ـ نه …من نباید بدونم تو کجا می ری ؟
به تبعیت از او گفت : نه .
رایکا وارد اتاق شد ، در را پشت سرش بست و گفت : باز چت شده ؟
ـ من که خوبم .
و با گفتن این حرف برگشت نزدیک بود با سر بره تو صورت برادرش . با اینکه پنج سال از او کوچکتر بود اما تقریباً هم قدش بود . بی حوصله سمت کمد چرخید و درش را باز کرد . رایکا ملایم و مهربان پرسید : رادین ….
جوابی نداد . کمربندی از کمد برداشت و مشغول بستن شد .
ـ رادین خیلی کله شقی ، هر جا می خواهی برو ، فقط ساعت ۹ برگرد …
با تمسخر پرسید : اون وقت ساعت ۹ چه خبره ؟
ـ خ و نه ی عمه دعوتیم …
سری تکان داد . به تیشرت نازکش اتکلون زد و خودش را در آینه نگاه کرد . خوشش نیامد . تیشرت سبز رنگ آستین کوتاهش بیشتر با این شلوار و کمربند می آمد . با این فکر بلوزش را کند و زیر پایش انداخت و سمت کمد رفت . رایکا همان طور که نگاهش می کرد گفت : جمعش کن ….

رمان برادر ناتنی

منبع:http://www.forum.98ia.com/