رمان آرامگاه عشق از شیوا.د

رمان آرامگاه عشق از شیوا.

رمان آرامگاه عشق از شیوا.

نام رمان : آرامگاه عشق

به قلم : شیوا.د

حجم رمان : ۸.۲۸ مگابایت پی دی اف , ۱.۲۶ مگابایت نسخه ی اندروید , ۱.۱۲ مگابایت نسخه ی جاوا , ۳۱۱ کیلو بایت نسخه ی epub

خلاصه ی از داستان رمان:

داستان درباره ی دختری ست که مادرش رو از دست میده و در کنار دایه مادرش بزرگ میشه.  در پی قبولی دانشگاه راهی شهری میشه که اتفاقای غیر منتظره ای رو براش رقم میزنه…


فرمت رمان:pdf,apk,java,epub

: دانلود رمان آرامگاه عشق از شیوا.د با فرمت pdf

: دانلود رمان آرامگاه عشق از شیوا.د با فرمت apk

: دانلود رمان آرامگاه عشق از شیوا.د با فرمت java

: دانلود رمان آرامگاه عشق از شیوا.د با فرمت jad

: دانلود رمان آرامگاه عشق از شیوا.د با فرمت java (پرنیان)

: دانلود رمان آرامگاه عشق از شیوا.د با فرمت epub

صفحه ی اول رمان:

صدای حنجره ای بود که با درد آشنا شده بود. فریادی از سر بی کسی، فریادی از سر بغض و دلتنگی.

فلک دیدی چه خاکی…

میرن آدم ها از اونا فقط، خاطره هاشون…

وای مادرم…

صداها، زمزمه ها، نگاه ها، دلسوزی ها و ترحم های جگرسوزشون دلِ نازک دخترک رو خنجر می زد.

-سماء جان، بلند شو خاله، بلند شو عزیزم.

-این دختر رو از سر قبر دور کنید، شماها اصلا فکر آبروی خودتون نیستید!

-بلند شو عزیزم، داری خودت رو داغون می کنی.

خاله مولود با حرص گفت:

-لیلا، به جای لی لی به لالاش گذاشتن، بلندش کن!

زن دستش رو زیر بازوی دخترک انداخت، مثل پر از زمین خیس بلندش کرد و بردش به سمت نیکمتی که همون نزدیکی بود. اشک هاش رو با گوشه ی چادرش پاک کرد و کنارش نشست.

-کوچولوی من تا کی می خواد گریه کنه؟ خودت هم خوب می دونی که مریم راضی به دیدن اشک هات نبوده و نیست.

-دیگه برنمی گرده، دیدی تنهام گذاشت، دیدی منو رها کرد و رفت، برای اولین بار و آخرین بار به قولش عمل نکرد.

-ما همه می دونستیم که میره، مگه نه؟

-نه با این عجله، نه به این زودی…

-مریم…

-برام مادر بود… پدر بود… برادر و خواهر بود… یک دوست بی نظیر، یک همدم و هم راز پاک و صادق بود.

-می دونم سماء جان، ولی باید واقعیت رو قبول کنی اون رفته و الان از اون دردهایی که می کشید خبری نیست، مگه تو راحتی مریم رو نمی خواستی؟

رمان آرامگاه عشق از شیوا.د
منبع:http://www.forum.98ia.com/